ابو القاسم سلطانى
128
دايرة المعارف طب سنتى ( گياهان دارويى ) ( فارسى )
جالينوس در قسمت دوم از اغذيه گويد ريشه خطمى ورم رگها را تحليل مىبرد و مانع پيدايش ورم شده و درد را تسكين مىدهد و گويد ريشه و دانه آن جلاى زيادى دارد و چرك را پاك مىكند . . . و اريباسيوس تحت همين نام همان چيز را مىگويد كه جالينوس گفته است . بديغورس 9 * گويد خطمى در باد سرخ و صفرا سودمند است ( تت الحاوى ج 20 - 398 ) . تخمش پوست باز كرده سعال [ سرفه ] را كه از گرمى و خشكى بود ببرد . . . صمغش شكم بهبندد و مغص [ Colic ] بنشاند ( الابنيه 131 ) . اخوينى بيش از 40 مورد از برگ ، تخم و ريشه خطمى و خطمى سفيد ، در ابواب سرسام ، ماليخوليا ، ذات الجنب . . . نام مىبرد كه در تركيبات ، جهت درمان بيماران به كار برده است ( هدايه المتعلمين فى الطب ) . به رومى لاثوس و انونكسا و به سريانى حلمثا و نطفثا نيز و به پارسى خيرو 10 * نامند جالينوس آن را ابسقوس [ Ebesqos ] و ديوسكوريد آلثاا ناميده و آن خطمى برى صغير الورق است . . . ( تت صيدنه عز ش 376 ) . ضماد آن التهاب و نفخ پلك چشم را از بين مىبرد . . . علاج ذات الجنب و ذات الريه است . خوردن جوشانده ريشه و برگ آن در سوزش ادرار و رودهها . . . و جوشانده برگ آن در اسهال بد موثر است . دانه آن با بطم درمان سفتشدگى و چسبندگى زهدان است ( تت قانون عب 453 ) . نرمكننده ، پزاننده و تحليلكننده ، تخم او و بيخ او نافع است و نافعتر از برگ اوست ( اغراض 635 ) . شريف گويد اگر با آب گرم لعاب آن را خارج نمايند براى ورم اطراف نشيمن و نازائى زنان خوب است . . . ( تت جامع مفردات ج 2 - 63 ) . بهترين وى سبز كوهى بود كه گل وى سفيد بود . . . صداع شقيقه [ سردرد ميگرن ] را ضماد كردن نافع بود و اين مولف گويد اگر لعاب خطمى را بگيرند و با عسل و روغن گاو زنى را دهند كه دشوار زايد آسان زايد . . . ( اختيارات 148 ) . گل خطمى ، خيرو كه در كتب طبى خيرى نويسند . . . اگر آبش در سر كنند درد شقيقه [ ميگرن ] را بازدارد . در باغ بده نوع بود خطمى خيرو ، صد زينت از او در چمن و حسن جهان است . الوانش بدين موجب است از رسمى و صد برگ سرخ و جگرى و لعلى و گل شفتالو و گل كاسنى ، و نخودى و ليموئى و زرد و سفيد و مله ، بذر آن را يك روز در آب نموده و تيرماهى ، ميزان و عقرب و بهارى در حمل كارند . . . ( ارشاد الزراعه 219 ) 11 * . خطمى من الخبازى ( تذكره 140 ) . معروف است گل او ضعيفتر از برگ و ساق و هرگاه برگ و ساق او را خشك كرده كوبيده استعمال نمايند بهتر دانستهاند . نطول 12 * او جهت نرم داشتن موى و جلوس در طبيخ او جهت ورم مقعد و انضمام فم [ چسبندگى دهانه ] رحم زنان عقيم مفيد . . . تضميد آن جهت تحجر مفاصل 13 * و صلابت اعضاء . . . قدر شربتش از 1 مثقال تا 2 مثقال و از طبيخ او تا 30 مثقال . . . ( تحفه 105 ) . خاييدن آن جهت تسكين عطش و چون تخم او را با صمغ عربى مساوى الوزن طبخ نمايند و دست و پا را مكرر با آن بشويند جهت رفع شقاق و تقشر [ پوستهپوسته شدن ] جلد كف دست و پا نافع . . . ضماد بيخ