ابو القاسم سلطانى

13

دايرة المعارف طب سنتى ( گياهان دارويى ) ( فارسى )

نگارنده اسامى 102 پزشك و 282 كتاب را از كتاب الحاوى استخراج نموده است از اين تعداد اسامى 20 پزشك و 42 كتاب در هيچ‌يك از كتب مربوط به تاريخ پزشكى نظير عيون الانباء فى طبقات الاطباء ، فهرست ابن نديم ، طبقات الاطباء و الحكماء نيامده است كه از آن جمله‌اند بديغورس ، قهلمان يا پهلمان كه رازى از كتب ادويه مفرده آنها مطالبى را نقل كرده است . وى همچنين در 169 موضع از 23 جلد كتاب حاوى ( شماره مجلدات و صفحات در كتاب كنگره آمده است ) جملات و پاراگرافهائى را به نقل از كتاب مجهول ، كناش مجهول ذكر مىنمايد كه بر خلاف ساير جملات عناصر فارسى نظير روزكور ، كاربا ( به زبان پهلوى - كهربا ) ، كاسكنج يا كاشكبينج ( مركب قديم است از حكماء فارسى ، معجون فارسى است ، قرابادين صالحى و فرهنگ مخزن ) ، آبزن ، روشنائى ، ماست ، سرمه ، نوره و يا مواد مترشحه گياهى و گياهانى كه محل رويش آنها ايران مىباشد با ذكر نام پارسى آنها مانند انجدان كرمانى ، انزروت ، بارزد ، ترنجبين ، فلنجمشك ، فنجنگشت . . . در اين جملات وارد شده‌اند وى اولين فردى است كه لشمانيوز جلدى را شرح داده و آن را بيمارى بلخى ناميده است ( سطر 23 جزء اول صفحه 76 ) ، و اولين فردى است كه در پزشكى از پنبه استفاده نموده و بيماريهاى چشم را طبقه‌بندى نموده است ، Pterygium را شرح داده و به چهار نوع تقسيم نموده است ، Hemeralopia را روزكورى ناميده و حتى شرح انواع كاتاراكت و موادى را كه به جراحى نياز دارد ذكر نموده و بالاخره اولين فردى است كه به جالينوس ايراد گرفته است كه شرح آن در اين مختصر نمىگنجد ( مراجعه شود به جلد دوم الحاوى صفحات 239 تا 241 ) ، بالاخره رازى از اين كتاب با نام " كتاب معظم مجرب " نام مىبرد و چندين بار در مواضع مختلف مىنويسد " بايد به نظريات اين نويسنده اعتماد كرد " . همانطورى كه در سخنرانى كنگره بيان نمودم اين نويسنده ناشناس ايرانى و در ايران قبل از اسلام مىزيسته است و اظهارنظر صريح رازى درباره وى مويد اين مطلب است كه رازى بيش از هر مكتب پزشكى خارجى تحت تاثير مكاتب پزشكى ايران قبل از اسلام قرار گرفته است * . طبق آنچه در بالا آمد زيربناى طب سنتى را مخلوطى از جنبه‌هاى مثبت طب ايران باستان ، يونان ، رم ، هند و طب برخى ملل كهن‌سال ديگر تشكيل داده است . اين طب در قرون اوليه هجرى با ظهور نوابغى چون على بن ربن طبرى ، رازى ، اهوازى ، ابن سينا به اوج عظمت علمى خود رسيده و آثار اين نويسندگان و دانشمندان به زودى در سرتاسر حكومت اسلامى منتشر گرديده است . در اين هنگام اروپا دوران تاريك خود را مىگذراند ولى قسمتى از اروپا مانند اسپانيا ، سيسيل و بخش جنوبى فرانسه كه تحت نفوذ مسلمانان بود توانست به حيات فرهنگى خود ادامه دهد و از اين مناطق بود كه علوم به اروپاى تشنه علم منتقل گرديد . در سال 974 ميلادى مدرسه سالرنو در ايتاليا تاسيس گرديد ، ابتدا چند كتاب بقراط و جالينوس به وسيله كنستانتين افريقائى به لاتين ترجمه گرديد ولى اين كتابها نتوانستند معلمان و شاگردان را قانع نمايند لذا قسمت تشريح كتاب الملكى اهوازى ترجمه شد و اين كتاب ( * ) - Ancient Jundi - Shahpour and Its Role In Medicine and Pharmaceutical Progress , A . Soltani , Ancient Iran 26 th Congres International D'histoire De la Medeline , Plodiv , 20 - 25 Aout 1978 , Sofia , Book of Congres , 1981 , P : 196 - 202 .