مصطفى النوراني الاردبيلي
70
دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى )
* كندر به فارسى كندر و در كتب سنّتى با نامهاى كندر ، لبان ، ليبان و ليبان ذَكَرْ آورده شده است . مشخصات : درختچهاى است كوچك پُر شاخه ، برگهاى آن مركّب و متشكل از 7 - 15 برگچه . با شاخى كه در تنه درختچه مولد كندر ايجاد مىكنند ، شيرابه سفيد رنگى كه همان صمغ رزينى كندر است از آن خارج مىشود . كندر صمغ رزينى است كه در بازار عرض مىشود . تركيبات شيمايى : از نظر تركيبات شيميايى ، كندر داراى حدود 25 درصد صمغ غير محلول در الكل و يك رزين و مقدارى اسانس است . « 1 » بد نيست مادران در موقع آبستنى با مكيدن كندر يا انزروت ترشح نخود مغز خود و نوزاد خود را تقويت نمايند . « 2 » خوردن اسفند و كندر براى خوره مفيد است . « 3 » اگر كندر را با زاج آميخته كرده و بهصورت ضماد درآورند و روى آن بگذارند ، درد تسكين مىيابد . اگر كندر و روغن كرچك و موم عسل را آميخته كرده و بجوشانند و بهصورت ضماد درآورده و به جاى درد بمالند ، نافع است . « 4 » كندر را به تازى لبان گويند و آن صمغى است مخصوص عمان و جبال يمن و مستدير و صلب مايل به سرخى و او را كندر مذكر و سفيد سست را انثى نامند و تازه او را كه در انبانها حركت داده باشند ، مدحرج گويند و مغشوش آن از آتش شعلهور نمىگردد و
--> ( 1 ) - معارف گياهى ، ج 6 ، ص 251 . ( 2 ) - اسرار خوراكيها ، ص 202 . ( 3 ) - حليه المتقين ، ص 58 يا 197 . ( 4 ) - تحفه حكيم ، ص 101 .