مصطفى النوراني الاردبيلي

75

دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى )

است . قرط به ضم قاف و سكون راء و طاء مهمله لغت عربى است ، به فارسى شبدر و شبدار و به اصفهانى شورد و ميوه آن را رسمين گويند ، و آن نباتيست شبيه به رطبه و از آن شيرين‌تر و برگ آن بزرگتر و بغدادى نوشته اسم مصرى نباتى است كه در مصر مىرويد شبيه به رطبه و نوعى از آنست . درخت آن عظيم و برگ آن بزرگ ، قريب به برگ بلوط و در مصر زراعت آن مىنمايند ، براى فربهى اسبان و ميوه آن را رسيم نامند گرم و تر و آشاميدن تر و تازه آن مسهل و خشك آن قابض و آشاميدن آب تر و تازه آن يا طبيخ خشك آن با شكر يا انجير يا عسل جهت سرفه و خشونت سينه نافع است . « 1 » قرط به ضم اوّل و فتح ثانى و طاء مهمله اسم مصرى فصفصه است نيز قرط به كسر اوّل و فتح ثانى اسم كراث البقل است و در مصر كراث المائده نامند . « 2 » خواص : مفتح ، ملطف ، و مبخر اعضاء سر و سينه است . استعمال موضعى برگ آن با سركه از رعاف جلوگيرى مىكند . خوردن آن ، در تقويت هاضمه ، رفع قولنج‌ها و به‌عنوان مدرّ بول و مدرّ خون قاعدگى متداول بوده است . « 3 » شبدر مشخصات : شبدر گياهى است از نوع اسپرس كه خوراك حيوانات علفخوار مىباشد و بر چند قسم است ، يك قسم آن شاخه‌هايش روى زمين مىخوابد و داراى گلهاى سفيد است ، ديگر شبدر گل قرمز كه ساقه‌هايش راست و بلند و برگهايش داراى سه برگچه است . در

--> ( 1 ) - محيط اعظم ، ج 3 ، ص 292 . ( 2 ) - تحفه حكيم ، ص 204 . ( 3 ) - طب النّبى ، ص 202 ؛ قرابادين كبير ، ص 327 ؛ صيدنه ، ج 2 ، ص 953 ؛ فرهنگ داروها ، ص 296 ؛ قانون در طب ، ج 2 ، ص 301 ؛ ابن البيطار ، ص 14 .