مصطفى النوراني الاردبيلي
44
دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى )
است . در ايران ، در دامنههاى البرز ، اطراف تهران ، گيلان ، كرمانشاه و بعضى از نواحى خوزستان مىرويد . « 1 » به زبان فرنگى فومتر مىگويند . جوهر آن با جوهر گوگرد توليد رنگ بنفش مىكند . اعراب او را شاهترج مىگويند و القابى نظير بقلة الملك و سلطان البقول و شجرة الدم دادهاند . و اين لقب به علت آن است كه خون را تصفيه و پاك مىكند . شاهتره سبزهاى بغايت سبز و خرم بوده ، كمى تلخ مىباشد ، باز كننده گرفتگى كبد و طحال و مقوّى معده و كبد بوده و آنها را دباغى مىكند . سودا را از بين مىبرد و صفرا را كم مىكند ، نيز پيشابآور است ، خشك آن در تقويت معده بهتر از تازه است . درمان تبهاى سودايى و بلغم مىباشد . به علت داشتن ويتامين ث مقوى لثه بوده ، از خونريزى آن جلوگيرى مىكند . با سركه جلوگيرى از قى صفراوى و قى بلغمى مىكند و پاك كننده رودهها از فضولات مىباشد . آب برگ آن با عسل و تمر هندى جهت پاك كردن معده و رودهها ، گرفتگى كبد ، طحال ، رفع يرقان ، درمان جرب و خارش مىباشد . آب مقطّر آن ضد عفونى كننده بوده و مانع اسهال است . سرمه عصاره برگ شاهتره مقوّى چشم مىباشد و آب ريزش چشم را كم مىكند . عصاره برگ شاهتره مخلوط با عسل جهت منع روييدن مژههاى برگشته ، كه كنده شده باشند به كار مىرود . مضمضه جوشانده شاهتره بهترين وسيله براى بر طرف كردن جوشهاى دهان و زخمهاى آن است ، ضماد خشك آن مخلوط با حنا كه در خارش استعمال مىشود ، جهت امراض جلدى و خارش پوست و ضد عفونى آن مفيد است . ابن ماسويه شاهتره را جهت معالجه گزيدن زنبور نافع دانسته است . « 2 » در هند از گياه خشك بهعنوان ضد كرم ، مدرّ ، معرّق و تب بر و در مورد تبهاى ضعيف
--> ( 1 ) - طب النبى و الائمه عليه السلام ، ص 188 . ( 2 ) - زبان خوراكيها ، دكتر غياث الدين جزايرى ، ص 59 - 58 .