مصطفى النوراني الاردبيلي
306
دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى )
مىبرد ، در صورتى كه در آبپزش بنشيند . ميوه درخت ، پادزهر نيش رتيل است . « 1 » طرفاء را در فارسى گز ، در اردو و هندى جهاو و در انگليسى Tamarix Tree نامند . درختى است با شاخ و برگ زياد و بىترتيب مىماند ، چوبش گره دارد و خيلى قوى است . برگهاى آن مانند برگ سرو و اين درخت از درخت قراش كوچكتر است ( قراش يعنى شورگز يا اثل ) اين درخت از تيره درخت مازو مىباشد و ميوه آن را مائين كلان مىگويند . چوب آن مايل به سرخ و هموار مىباشد و بر آن لكّههاى سفيد مىباشد . در پاكستان از شاخههاى آن زنبيل درست مىكنند . گلهاى سفيد و گل آبى بر آن مىرويد و يك قسم آن گل سرخ در مىآورد كه آن را در هندى لالجهاو مىگويند . رنگ سبز مايل به سرخ ، ذائقه : تلخ ، مزاج : سرد درجه اوّل ، خشك درجه دوّم ، مقدار خوراك : از 5 گرم تا 7 گرم . در هند و پاكستان كنار درياها روييده مىشود ، در ايران و افغانستان به كثرت مىباشد ، قابض و مجفّف و محلّل و مسكّن درد است . مادّه را مىپزد ، اورام را حل مىكند ، بر زخمهاى آبله و مسّههاى بواسيرى بسوزانند و دود آن را نزديك ببرند . جوشانده برگ و بيخ آن را درست كرده ، مريضى كه مقعد آن بيرون آمد در آن آب مىنشانند ، كاسهها از چوب درخت آن درست مىكنند و به مريض در آن كاسه آب مىدهند . خصوصا مريضهاى طحالى ، ميوه آن را ثمرة الطرفا يا جوز الطرفا مىگويند . خوردن جوشانده آن با روغن زيت براى مرض جذام مفيد است . نفع خاصّ آن براى ورم طحال ، براى معده مضر است . مصلح آن شهد و چيزهاى روغنى ، بدل آن گلنار و به گفته بعضىها براى سر ضرر دارد . « 1 » اسم طبّى چوب آن را Tamarix Dioica ، مىگويند و در نسخههاى سفليس و سوزاك و خارش و داء الثعلب يا داروهاى ديگر استعمال شده است و ميوه آن را تامپركسگاليكا -
--> ( 1 ) - قانون در طب ، ص 167 و 168 . ( 1 ) - مخرن المفردات ، ص 144 ؛ المفردات ، ص 204 ؛ بستان المفردات ، ص 112 .