مصطفى النوراني الاردبيلي

307

دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى )

تامپرس‌اولين‌تاليس مىگويند . « 2 » مائين به دو شكل مىباشد : خرد و بزرگ ، خرد ميوه درخت عسل را گويند و آن به قدر دانه نخود مىباشد و آن را در هندى چهوتىمائين گويند و مائين بزرگ ، ميوه درخت طرفاء را مىگويند و نام هر دو در نسخه‌هاى يونانى معروف به گز مازج يا گز مازو مشترك معروف است . مزاج : سرد و خشك به درجه اوّل ، قابض و رادع - حابس خون - مجّفف - جلا كننده و مفتح - مقطع - مقوّى معده و جگر و طحال هستند به سبب قابض بودن در شل شدن لثه و درد دندان مزمزه مىكنند و نيز در اسهال صفراوى و اسهال كهنه خوراكى مىدهند . گلودرد و ورم آن را به‌طور غرغره مفيد است . بر اثر حابس بودن خون ، خونريزى دماغ - كثرت حيض و نفاس را فايده مىدهد و نيز بر سيلان خون جراحات زخم استعمال مىكنند و در سرعت و رقّت منى فايده مىدهد و به سبب جالى كنندگى و مفتح و مقطع بودن در اورام طحال فايده مىبخشد . نفع خاص ، قاطع نفث الدّم و قابض سخت است و براى معده مضر مىباشد . مصلح آن عسل خالص ، مائين كوچك بدل بزرگ و بزرگ بدل كوچك ، مقدار خوراك نيز 3 گرم تا 5 گرم . « 1 » در نسخه‌هاى طبّى مائين خرد را ( تاماريكس التىكولاتا ) مىگويند و مائين بزرگ را ( تاماريكس گاليكا ) مىگويند و در تمام امراض نوشته شده استعمال شده است . « 2 » اثل ، گز ، طرفاء : گرد برگ و يا چوب آن مساوى با آرد جو نافع سنده سلام ( چركى در گوشه چشم جمع مىشود ) مىباشد . زغال آن همراه با آب نافع حكه ( خارش بدن ) است و با آب چغندر بر طرف كننده خواب پا است و بخور چوب آن با ماست نافع درد شقيقه ( ميگرن ) است . « 3 » به فارسى درخت گزانگبين و كردهاى آذربايجان غربى « گز گزو » گويند . در كُتب طبّ سنّتى با اصطلاح طرفا و طرفة المن و حطب احمر نام برده مىشود .

--> ( 2 ) - همدرد ، ص 32 - 34 - 155 - 271 . ( 1 ) - مخزن المفردات ، ص 354 . ( 2 ) - همدرد ، ص 32 ، 34 - 155 - 271 . ( 3 ) - حكيم اسفنديارى .