مصطفى النوراني الاردبيلي

303

دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى )

سريانى طرخون و به رومى اورسيطون و به يونانى ميورسينه گويند . نباتى است معروف در بلاد ايران و در شيراز زياد وجود دارد و مانند سبزيهاى ديگر مثل پونه و جرجيربانان و پنير و غيره مىخورند و آن بستانى و صحرايى و كوهى مىباشد و بيخ كوهى آن ، عاقرقحا است در طعم آن حدت و قبض و عفوصت و اندك شيرينى است ، خاييدن آن ناشتا تنها فىالجمله خدر در زبان به هم مىرساند . اهل فلاحت گويند : چون تخم اسفندان در سركه كهنه بخيسانند تا مزاج گيرد ، پس بكارند ، طرخون مىگردد و نيز اگر در ميان ترب گذاشته بكارند ، طرخون مىرويد . بهترين آن ، بستانى و تر و تازه آن است ، گرم و خشك در سوّم خصوصا صحرائى آن و بستانى آن را گرم و خشك در اوّل و بعضى آن را سرد و خشك در اوّل گفته‌اند . آن مخدر ، مجفف و محلل رياح و اخلاط لزجه و مفتح سدد و مقوّى معده و مشهى و ناشف رطوبات است ، خاييدن آن ، خوشبو كننده دهان و مبدل ذائقه و مخدر دهان و زبان و نافع قلاع است . ترخون : گياهى است از تيره مركبان ، كه پاياست و ارتفاع بوته‌اش تا يك متر مىرسد . برگهايش دراز و باريك و خوشبو و حاوى مواد ذخيره‌اى است و مزّه تند و مطبوعى دارد ، گلهايش زرد رنگ و به شكل سنبله‌هاى كوچكى حول ساقه اصلى قرار گرفته‌اند : اورسيطون ، ارنبيز . « 1 » در كُتب طبّ سنتى ترخون ، طرخون ، الحوذان گفته شده است . طرخون از نظر طبيعت گرم و خشك است و نوع وحشى آن خيلى گرمتر و خشك‌تر از نوع مزروع و كاشته شده آن است و داراى قوه تخدير است . برگها و سرشاخه‌هاى آن معطّر ، اشتهاآور و مقوّى معده و محرّك و كمى ضد انگل است . تلخ و كمى مخدّر است و براى مدّتى حس چشايى را كاهش مىدهد . ضد اسكوربوت است و براى جلوگيرى از خونريزى لثه و التيام زخم‌هاى دهان نافع است . بادها و گازها و اخلاط لزج را تحليل مىبرد و انسداد مجارى را باز مىكند ، خشك كننده رطوبت‌ها مىباشد . « 2 »

--> ( 1 ) - فرهنگ فارسى ، دكتر معين ، ج 1 ، ص 1066 . ( 2 ) - معارف گياهى ، ج 1 ، ص 159 .