مصطفى النوراني الاردبيلي
324
دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى )
آن است كه صاف و پاكيزه باشد . طريق تحصيل روغن زفت از زفت آن است كه زفت را در ديگ اندازند و آب در ديگ كنند و بپزند پس بگذارند تا اجزاى دهنى بر سر بايستد و روغن او را از وى به پاره پشم پاكيزه بگيرند بتدريج و در موضعى كنند . و از زفت خشك نيكوتر آن است كه پاكيزه و چرب باشد و بوى او خوش و رنگ او به رنگ قار مشابهت باشد . ابو حنيفه دينورى گويد : زفتى كه اطبا او را در ادويه به كار برند زفت قطران نيست ، بلكه او نوعى ديگر است و معدن او در زمين باشد چنان كه معدن سيماب و غير آن است . « 2 » زفت گرم و خشك است در دو درجه و اخلاط غليظ را ببرد و نشف كند سود دارد و عسر النفس را مفيد است و قوبا را ببرد و داغهاى سپيد را كه بر ناخن پيدا آيد محو كند و آماسهاى سخت را بنشاند و اعضا را نرم كند و ريشها را بپزد و گوشت بروياند و سر جراحتها را فراهم آورد . « 1 » چيزى است همچون قير و بعضى از درخت صنوبر كشته به قرع و انبيق ، زفت برى و جبلى زفت يابس است ، زفت رومى شامل زفت يابس و زفت بحرى است و از مطلق او اكثر زفت بحرى مراد است . « 2 » * زقوم گويند درختى است در جهنم ، داراى ميوهاى بسيار تلخ كه دوزخيان از آن مىخورند . آن را صريح الكلب و بقول بعضى قلثى گويند و به هندى تهور و سيند و سيج نامند و آن از جمله اشجار است و دو نوع مىباشد حجازى و شامى . مىگويند كه زقوم چهار
--> ( 2 ) - صيدنه ، ج 1 ، ص 345 - 344 ( 1 ) - صيدنه ، ج 2 ، ص 875 ( 2 ) - فرهنگ داروها و واژههاى دشوار ، ص 190 .