مصطفى النوراني الاردبيلي
301
دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى )
درختى است كه برگهاى آن خوشبو ، مفرح ، مقوى قلب و اعصاب و معده است و بادشكن مىباشد و بيشتر آن را در ضعف قلب و خفقان استعمال مىكنند . نيز در سرفههاى بلغمى و سكسكه بلغمى و ضيق النفس از آن استفاده مىشود . مصلحش گشنيز خشك و بدلش كبابه و هل ، مقدار خوراك از 1 تا 3 گرم است . « 2 » بستان المفردات زرنب را برهمى گفته است كه خواص آن را نمىتوانيم بنويسيم چون علما و اطباء بين زرنب و برهمى فرق مىدانند . « 3 » كتاب همدرد اسم طبى زرنب را ABIES WEBBIANA نوشته است كه آن را در ادويه هاضم و مشهى استعمال كرده است . نيز در نسخههاى مقوى بدن و باه به كار برده و ادعا كرده كه اگر كسى چهل روز اين را بهطور دائم استعمال كند ، اگر عقيم باشد ، بچهدار مىشود . « 1 » در كوههاى هيماليا روييده مىشود در بازار هند به نام تاليسپتر معروف است . حكماى لغت سنسكريت آن را به نام تاليساپترا ، تاليترا نوشته و آن را بادكش ، خارج كننده بلغم ، مسكّن درد شكم ، مقوى ، قابض و مفيد در مرض سل ، تنگى نفس ، سرفه كهنه و نزله مثانه مىدانند . گرد برگ آن با عصاره حشيشة السعال ( خواجا ) و عسل ، در سرفه ، تنگى نفس ، نفث الدم استعمال مىكنند . معجونى به نام TALISADYA - CHURNA از زرنب ، فلفل سياه ، فلفل دراز ، زنجبيل ، هل ، دارچين و شكر براى امراض فوق استعمال مىشود . صاحب كتاب برهان فرهنگ قديم طب ايران كه به زبان پهلوى نوشته شده است ، زرنب را به نام طاليسفر نوشته است و بيان شده كه اين اسم را يونانيان براى برگ زيتون هندى نوشتهاند و بعضى گويند كه : براى پوست آن ، ابن سينا آن را پوست هندى بيان كرده و مطابق گفتار اطباى مسلمين توصيف نموده است . ابن سينا گويد : گالن آن را گرم و سه برابر گفته بود ولى ديگران آن را گرم و خشك مىشناسند . يحيى بن عيسى مصنف منهاج
--> ( 2 ) - مخزن المفردات ، ص 113 . ( 3 ) - بستان المفردات ، ص 71 . ( 1 ) - همدرد ، ص 117 - 97 .