مصطفى النوراني الاردبيلي
250
دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى )
شاخههاى انبوه كه در نواحى شمال ايران به حالت وحشى مىرويد . « 1 » برگهاى آن مركب و دندانهدار است و پس از روييدن گلها ظاهر مىشود و موقعى كه زرد رنگ است چيده مىشود . جوانهها سياه و مربع شكل است ، ميوه آن داراى يك دانه است و همچنين يك بال دارد كه با باد به حركت در مىآيد . زبان گنجشك درختى است متوسط القامت با جوانههاى سياه رنگ پوست تنه آن خاكسترى تيره و برگهاى آن شانهاى مركب داراى 9 - 15 برگچه بيضى شكل و كمى نوكدار يا دندانههاى ريز پشت برگها صاف و عارى از كرك است ، گلها به رنگ قرمز مايل به قهوهاى و معمولًا قبل از برگها در بهار ظاهر مىشود ميوه آن داراى بال و بال آن بيضى ، انتهاى آن تيز ولى قاعده آن قوسى و در آن يك دانه قرار دارد . ميوه آن در پاييز پس از ريزش برگها روى درخت مىماند و تا بهار سال بعد به شاخه آويزان است . تركيبات شيميايى : تركيب شيميايى آن در نوع افىسينال طبق آزمايشهايى كه tunret به عمل آورده به شرح زير است : مانيت 55 درصد آب ، 10 درصد گلوكز ، 2 / 2 درصد مانئوتتروز munneotetrose ، 12 درصد مانيئوترپوز imanninotiose ، درصد املاح مختلف 5 / 1 درصد ، رزين 5 % است . از نظر تركيبات شيميايى در گياه لسان العصافير المر آلكالوئيدهاى كونسين conessine و كورچين و كورچىسين kurchicine وجود دارد در پوست درخت آلكالوئيدهاى كونسين به مقدار 4 / 0 درصد هولارهيمين ho larrhimine كورنارهيمين conarrhimine يك باز در ارتباط با كورچى سين كونامين lconamine كونسيمين conessimine
--> ( 1 ) - فرهنگ واژههاى دشوار ، ص 348 .