مصطفى النوراني الاردبيلي
234
دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى )
در فرانسه يك قاشق سوپخورى گل زالزالك را در يك فنجان آب جوش دم مىكنند 3 - 2 فنجان از آن را در روز بهعنوان ضد اسپاسم ، رفع كننده بىخوابى و ناراحتيهاى دوران يائسگى مىخورند . زالزالك داراى ويتامينهاى A , B , C و جوهر ليمو است و براى مبتلايان به ورم روده بزرگ تجويز شده است و نافع كم خونى و سل و مقوى قلب مىباشد . گل آن در داروسازى مصرف زياد دارد و ضد تشنج بوده و حركات نامنظم قلب را تنظيم مىكند ، يك داروى مفيد بر ضد طپش قلب و ضربان شديد آن است . مقدار خوراك آن به صورت كوبيده دو تا چهار گرم گرد آن است و بهطور تنتور سى قطره تا هفتاد قطره در شبانهروز مىباشد . ميوه زالزالك مقوى معده و اشتهاآور بوده و جهت رفع اسهال و تقطير البول مفيد است . ضماد گوشت ميوه جهت ورمهاى سخت و باد سرخ تجويز مىشود ، نوع كوهى زالزالك كوچكتر از بستانى و قابضتر از سنجد بوده ، از قى و خونريزى معدى جلوگيرى مىكند ، در بجنورد به زالزالك دولانا گويند . « 1 » در كتاب زبان خوراكيها بين ازگيل و زالزالك نسبت برادرى داده شده است . زالزالك در مورد كمخونى تجويز شده است . زالزالك براى تقويت قلب بسيار توصيه شده و داراى كلسيم است زالزالك قابض است و براى اسهال سل و اسهال خونى مفيد مىباشد . « 1 » زالزالك درمان تنگى جدار رودهها و معده مىباشد ، ضد خونريزى و براى پاك كردن رحم تجويز مىشود . « 2 » من بچه زالزالك هستم در فارس به من ( كيل ) ، در اصفهان به من ( كويچ ) ، در تنكابن و مازندران كرجيل مىگويند . در كتب گياهشناسى قديم لقب من زعرور بود و اكنون به زالزالك معروف شدهام و اين نام جديد از موقعى روى من گذاشته شد كه فروشندگان دورهگرد مرا بچه زال تصور كردند ، در فارسى به ميوه درخت سدر
--> ( 1 ) - زبان خوراكيها ، ص 198 . ( 1 ) - اسرار خوراكيها ، ص 215 . ( 2 ) - همان ، ص 217 .