مصطفى النوراني الاردبيلي

231

دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى )

12 - c . pinnatifidus bge درختى است بىخار ، ميوه نارس آن كركدار و پس از رسيدن سرخ و صاف مىشود ، اين درخت در كرج انتشار دارد . براى تكثير زالزالك تخم آن را قبل از زمستان در لاى ماسه مىخوابانند و پس از كاشت آنها در خزانه نهالهاى سال دوم و سوم را به محل باغ منتقل مىنمايند ، براى به دست آوردن ارقام زينتى بايد روى پايه زالزالك وحشى پيوند زد . « 1 » گياهى است crataegus melanocarpa , c . oxyacantha ( فر . ) u . ( ، aubepine ) از تيره گل‌سرخيان جزو دسته گل‌سرخ‌هاى اصلى در بعضى كتب آن را جزو دسته سيب‌ها آورده‌اند ، ميوه آن خوراكى است و در اغلب نواحى معتدل مىرويد . كيالك ، كويج ، عوسج نيز گويند . زالزالك گل : گونه‌اى از زالزالك c . monogyana ( u . ( كه داراى ميوه‌اى قرمز رنگ است ، سرخ وليك . « 2 » در كتب گلها و گياهان شفابخش ، ص 126 و درمان با سبزيها و ميوه‌ها ص 98 aubepine را نام فرانسوى سرخ وليك نوشته‌اند و عوسج ، سفيدخار است . « 3 » در كتاب زبان خوراكيها ، ص 198 و قانون در طب ، ج 2 ، ص 141 زعرور را همان زالزالك نوشته‌اند كه در اين جا مختصرى از خواص زعرور را بيان مىكنيم و كامل آن را در بخش الف در موضوع ازگيل ذكر كرده‌ايم ، چون در بعضى كتب زعرور را ازگيل نقل كرده‌اند . زعرور ( زالزالك ) : ديسقوريدوس گويد : زالزالك درختى است خاردار و برگش به برگ درخت لوقوراش مىماند ، ميوه‌هاى كوچك سيب مانند دارد و از سيب كوچكترند رنگش سرخ و خوشمزه است و در هر يكى از ميوه‌هايش سه هسته موجود است و از اين رو بعضى از مردم زالزالك را طريقونيقون ناميده‌اند كه به معنى داراى سه هسته است ، نوعى ديگر از زالزالك هست كه يونانيان آن را هيغلمون و ساطيون نامند و گاهى آن را سيب بيابانى نامند . بيخ و ميوه اين نوع مستدير الشكل

--> ( 1 ) - معارف گياهى ، ج 2 ، ص 127 - 128 - 129 - 130 - 131 - 132 . ( 2 ) - فرهنگ معين ، ج 2 ، ص 1713 . ( 3 ) - محيط اعظم ، ج 3 ، ص 235 .