مصطفى النوراني الاردبيلي

104

دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى )

دندانها نيز بيفتد با چه چيز غذا مىخواهى بخورى ، من هم مىگويم لا حول و لا قوه الا باللّه ، بعد حضرت به وى فرمود : بر تو باد تليت كه بر تو صلاح است و از چربى پرهيز كن كه با پيرها سازش ندارد و آن حضرت فرمود : روغن گاو شفا است . « 1 » ماده‌اى چرب كه از شيره و دنبه يا پيه گاو و گوسفند يا از حبوبات نباتى مثل بادام ، كرچك ، آفتابگردان ، زيتون ، پنبه دانه و غيره مىگيرند . روغن بابونه : روغنى كه از بابونه استخراج مىشود . روغن بادام : روغنى كه از مغز بادام گرفته مىشود . روغن بزرك : روغن دانه‌هاى كتان كه در نقاشى به كار مىرود . روغن بلسان : روغنى كه از بلسان گرفته مىشود يا روغن مصرى . روغن پنبه تخم : روغنى كه از پنبه دانه مىگيرند . روغن تخم : روغنى كه از دانه‌هاى گياهان مختلف گرفته مىشود ، مانند : روغن پنبه دانه و روغن كنجد . روغن حيوانى : روغنى كه از انساج و پيه‌هاى حيوانى مىگيرند ، معمولًا اين نوع روغن را به نام پيه مىخوانند . روغنى كه از جوشانده و تصفيه كره به دست مىآيد و به نام روغن زرد به بازار عرضه مىكنند . روغن خاكسترى : روغنى است مركب از يك جزء جيوه و چهار جزء پيه گوسفند و آن را براى تحليل اورام غده بر روى پوست مىمالند . روغن خشخاش : روغنى كه از دانه‌هاى خشخاش مىگيرند و خوراكى است . روغن زيتون روغنى كه از ميوه درخت زيتون مىگيرند و خوراكى است . روغن شاهدانه : روغنى كه از ميوه شاهدانه مىگيرند و مصرف صنعتى دارد . روغن كرچك : روغنى كه از دانه‌هاى كرچك استخراج مىشود . روغن كنجد : روغنى كه از دانه‌هاى كنجد مىگيرند و مصرف خوراكى دارد .

--> ( 1 ) - محاسن ، ص 498 ؛ دعائم الاسلام ، ج 2 ، ص 112 ؛ مكارم الاخلاق ، ص 183 .