مصطفى النوراني الاردبيلي

583

دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى )

است كه نزديك آبها و خندقها و در مناطق نمناك مىرويد كه شاخه‌هاى آن توخالى و مائل به سرخى و پرگره و برگ آن باريك شبيه به دم اسب است و شاخه‌هاى باريك آن به ديگر درختان پيچيده و بالا مىرود . نوع ديگر اطراف آن كوتاهتر و سفيدتر و نرمتر است و ابو خليفه طبيب آن را لحيه التيس گفته است و در زمين عرب بسيار و عصاره آن را چون بر محلى ديگر نبرند ، خشك نمىشود . سرد و خشك در دوم ، چون برگ آن باريك سائيده با سركه بر زخمهاى بد ضماد كنند نفع بخشد و چرك و زردآب از آن بيرون آيد . ضماد برگ آن سستى عضله و قطع عصب را نافع است و محلل ورم گرم و مسكن گرمى ورمهاست . چكاندن آن در بينى و ماليدنش بر پيشانى خون دماغ را قطع مىكند . آن نافع خون آمدن از ريه و ديگر اجزاى بدن است . نوشيدن بيخ يا نبات آن نافع سرفه كهنه گرم ، تنگى نفس و ضماد آن نافع فتق است و گويند : چون برگ آن را با آب گوشت ( ماء اللحم ) بياشامند قطع زخم روده ، معده ، كليه و مثانه مىكند . ضماد آن نافع ورمهاى معده ، جگر ، استسقا ، ورم از گرمى در مقعد است و جهت سيلان خون عارض زنان بغايت نافع مىباشد . خوراك آن يك درم ( 4 / 2 گرم ) و مولّد سودا ، مصلح : شكر و روغن بادام ، بدل آن انجبار و گويند طراثيت است و گويند : استعمال زياد آن اعصاب را سست مىگرداند و مصلح آن خميره بنفشه است . « 1 » در قرابادين كبير علاوه بر مشخصات و خواص فوق چنين نوشته شده كه در كتاب حشايش آن را كرفس كوهى ناميده‌اند . « 2 » دم اسب را به سريانى طوررا و به يونانى قباواريس گويند . برگهاى آن شبيه به برگ اذخر و سر هر يك از گياه آن خميده ، مثل دم اسب و رنگ آن سياه باشد . « 3 » گياه با ريزوم افقى يا زاويه‌دار ، داراى ساقه‌هاى بندبند ، به ارتفاع 50 تا 60 سانتىمتر و بر دو نوع زايا و نازا است . در غالب نواحى مرطوب مىرويد .

--> ( 1 ) - محيط اعظم ، ج 2 ، ص 39 - 38 ؛ تحفه حكيم ، ص 122 . ( 2 ) - قرابادين كبير ، ص 215 . ( 3 ) - صيدنه ، ج 1 ، ص 311 .