جلال مصطفوى كاشانى

27

نهضت پزشكى يا لزوم تجديد نظر در اصول و مبانى طب امروز ( فارسى )

naux , les spasmes de l'estomac , les spasmes de l'uretere » عكس‌العمل اين مبالغه و غلو در تئورى اسپاسم چنانچه گفتيم در اواخر قرن نوزدهم پيدا شد و يكى از مخالفين جدى آن خود Parrot است كه در صفحهء 755 دائرةالمعارف پس از شرح مفصلى مىنويسد : « ما تئورى اسپاسم را رد مىكنيم زيرا نه مىتوان آن را ديد و نه شنيد و نه هيچ دليل قانع‌كنندهء بر وجود آن اقامه نمود . ما علت مشهود و محسوس را بر هر علت ديگرى كه جز تصور ذهنى هيچ‌گونه اتّكائى ندارد ترجيح مىدهيم . » . « Mous rejetons , au contraire , le spasme , parce que l'on ne peut ni voir , ni entendre , ni saisir aucune preuve certaine de son existance . Nous avons prefere la cause visible et tangible celle qui n'a d'autre garantie qu'une vue de l' esprit . » ولى امروزه اين افراط و تفريط از بين رفته و دانشمندان جديد راه اعتدال را در پيش گرفته و درست مثل ابن سينا گاهى اسپاسم و زمانى ترشحات بلغمى و ورم مجارى تنفّسى را عامل بروز عسر النفس دانسته معهذا هنوز ابهام قضيه مرتفع نشده است چنانچه بزانسون در صفحهء 254 پاتولوژى مديكال جلد 3 مىنويسد :