جلال مصطفوى كاشانى
7
دارو مسئله پزشكى قرن ( فارسى )
فصل اول تمدن و فرهنگ عظيم اسلام بنيانگزار تمدن و فرهنگ كنونى جهان همهء مورخان و خاورشناسان ، بىاستثناء ، مقرند و معترف كه تمدن كنونى جهان بر شالودهء تمدن و فرهنگ عظيم اسلامى پايه و بنيان نهاده شده است . تمدن اسلام نسبت به تمدن كليهء ملل عالم ، چه قديم و چه جديد ، در نوع خود بىعديل و بديل و شبيه و نظير است زيرا هيچ تمدنى مانند تمدن اسلام نتوانست ، در مدتى كمتر از يك قرن بر تمدن و فرهنگ ملتهايى بزرگ مانند يونان و روم و مصر و ايران و كلده و آشور و غيره چيره و غالب آيد و درعينحال در مدتى بالنسبه كوتاه ، تمدنى جديد به وجود آورد كه عصاره و نخبه و زبدهء همهء تمدنهاى كهنسال باشد . اگر قرن اول هجرى ، قرن فتوحات اسلامى دانسته شود ، قرن دوم قرن پايهريزى و بنيانگزارى تمدن اسلامى به شمار آيد ، در قرن سوم هجرى ، از ماوراء كوههاى قفقاز تا كرانهء درياى چين و انتهاى جبل طارق ، آفتاب عالمتاب تمدن اسلام ، پرتوافكن بوده است . به مدتى كوتاه ، فيلسوف ، متفكر ، فقيه ، حكيم ، مهندس ، ستارهشناس ، پزشك ، جراح ، صنعتگر ، نويسنده ، شاعر ، معمار و خلاصه كسانى كه براى ادارهء همهء امور امپراطورى پهناور اسلامى ضرورت داشت ، از ميان خود مسلمانان برخاستند و از خود همه نوع كياست و لياقت و درايت و فطانت بروز دادند . براستى كدامين تمدن است كه بتواند با اين سرعت ، تاسيس و انتشار يابد و با اين قدرت ، اينهمه نبوغ و قريحت و ابتكار و بداعت پديد آورد . بنابراين جاى سخن نيست كه تاريخ تمدن اسلام يكى از شگفتترين و شگرفترين تواريخ عمومى جهان است . زيرا آن تاريخ جامع و شامل تاريخ تمدن سراسر جهان در قرونوسطى است و يا به