عبد الله احمديه

65

راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى )

اگر سبب فلج از سوء مزاج سرد يا تر ساده باشد نشانه‌اش آن است كه عارضه به تدريج روى داده و حس لمس باطل شده است ، گواه آن تسكين يافتن از داروهائيست كه عصب را گرم مىكنند . در استرخاى مرطوب كه سبب آن از بلغم باشد حس و حركت هر دو باطل مىگردد . در فلج نبض بيمار ضعيف و بطئ و متفاوت است . گاهى نيمى از بدن مفلوج چون آتش مىسوزد و نيم ديگر چون يخ سرد مىگردد و نبض هر دستى مخالف دست ديگر مىباشد . چنانچه عضو مفلوج به رنگ طبيعى بوده و لاغرتر و كوچكتر نشده باشد به بهبود آن مىتوان اميد داشت به عكس چنانچه رنگ آن تغيير يافته و كوچكتر گردد به درمان آن اميدى نخواهد بود . « ابن ماسويه « مىگويد » : بسيار ديده‌ام مفلوجى را كه در پى اسهال فلج او زايل شده است » . درمان - براساس اصول طب سنتى اگر چهار تا هفت روز از بروز سكته نگذرد علاج قوى در مورد آن نمىتوان كرد . چنانچه سكته سخت باشد تا چهارده روز پس از بروز آن چند نوبت ديگر هم حملات سكته‌اى عارض خواهد شد . مخصوصا روزهاى هفتم يا هشتم حمله شديد ديگرى روى خواهد داد كه خالى از خطر نخواهد بود . گاهى تا دو هفته اين حالت بروز حملات سكته‌اى دوام خواهد يافت و بنابراين مراقبت زيادى لازم خواهد بود . قدما نوشته‌اند پيش از آنكه نضج حاصل گردد نبايد مسهل به بيمار داده شود ، زيرا زيان زيادى بر او وارد خواهد كرد . مسهل « ماده لطيف » را دفع و « ماده غليظ » را بر جاى خواهد گذاشت ، ولى به كار بردن تنقيه‌هاى سخت و تيز و شربت‌هاى لطيف‌كننده و پزاينده همانند ماء الاصول و ماء العسل براى سهول نضج مفيد است . هرگاه طبيعت بيمار گرم و حرارت بدن زياد باشد در اين موقع به جاى ماء العسل ، ماء الشعير و يا مشروديطوس با محلول باديان مىدهند . سپس مسهل سبك چون ايارج فيقرا و يا اينكه صبر زرد داده مىشود كه بسيار مفيد واقع مىگردد . تحمل بر تشنگى سودمند است و به جاى آب مىتوان ماء العسل به بيمار داد . قبل از نضج اگر مسهل قوى دهند مواد رقيق را دفع كرده و مواد سنگين و ثقيل را به