عبد الله احمديه
66
راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى )
سادهاى كه نام برده شد درمانكننده قاطع آن خواهند بود . هرگاه نزف الدم روده عارض شود مىتوان گل ارمنى و گل داغستان و پادزهر معدنى را از هريك به ميزان يك مثقال در ده تا دوازده سير عرق بيد حل كرده و روزانه چند قاشق سوپخورى به بيمار داد كه هم خون را بند مىآورد و هم روده را ساكن و قبض مىنمايد . همچنين در تقويت قلب و ضد عفونى كردن روده اثر زياد دارد كه اينجانب آن را آزمودهام . بعد از روز هشتم بيمارى ، رعايت وضعيت روده لازمست . در اين موقع بايد تنقيه را مطابق با شرايط و تحمل بيمار به كار برد و فقط به گل خطمى و شكر سرخ و امثال آن قناعت نمود ، زيرا ممكن است داروهاى تند و قوى رودهها را كه زخم هستند پاره كنند . « ايريگاتور » بايد در سطح پائين گرفته شود تا فشار زياد برودهها وارد نيايد . توجه و نگهدارى قلب در اينجا از اهم واجبات است ولى بنابه آزمايشى كه در چهل سال طبابت خود روى هزاران بيمار فقير مبتلاء به حصبه در كاروانسراها و بيغولهها و آلونكها نمودم در درجه اول به رودهها و كليههاى آنان توجه كرده و آنها را به كار وامىداشتم تا سموم مختلف از راه روده و كليهها دفع شوند و همگى نيز به سلامت و بدون هيچ عارضهاى معالجه مىشدند . به عكس اگر بيشتر توجه به قلب مىگرديد و رودهها و كليهها بدانگونه كه بايد مورد توجه قرار نمىگرفتند ( چنانچه امروزه چنين مىكنند ) عوارض گوناگون به وديعه مىماندند و بيمارى به طول مىانجاميد و سخت مىشد و داروهاى قبلى نيز چندان كارى از پيش نمىبردند . بنابراين مىبايستى ضمن توجه به وضعيت رودهها و كليهها به مداواى قلب نيز پرداخت . كرارا موارد متعددى را شاهد بودهام كه بيمار با وجود برخوردارى از نظر جمعى پزشكان معالج به وضع وخيمى افتاده بود و در اين حال با يأس و نااميدى به اميد استفاده از داروهاى طبيعى مرا به بالين بيمار مىبردند . با مشاهده وضع بيمار ، همينكه رودهها و كليهها را به راه مىانداختم و حتى ترك تزريقات و داروهاى مصنوعى را مىنمودم بيمارى به سرعت رو به زوال مىنهاد و بيمار بهبود مىيافت . در بيماران روستائى و كارگران قوى و خوشبنيه مىتوان همان روز اول در صورت