عبد الله احمديه
225
راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى )
- در 15 / 3 / 29 داروها تكرار شدند . اينبار « كالنج » با « كاكل ذرت » تجويز كردم كه دم كرده و بنوشد . - در 16 / 3 / 29 داروها تكرار گرديدند . - در 17 / 3 / 29 داروها تكرار و آزمايش خون و ادرار داده شد . اينك تحمل بيمار در ضبط ادرار بسيار زياد شده و تقريبا به حال عادى درآمده بود . مقعد ديگر بيرون نمىزد . چون اين بيمار به علت فقر مالى بيش از اين نمىتوانست در تهران بماند . دستور استفاده از حب ارمنى مركب ، مرهم ضد ورم پروستات و عصارههاى داروئى موافق طبيعتش داده و او را روانه شهر خود ، همدان كردم . - در تاريخ 29 / 9 / 30 يعنى حدود شش ماه و نيم بعد آقاى محمد ق . مجددا از همدان به تهران آمد . ضمن توصيف حالات خود ، اظهار داشت هرگاه هندوانه و پالودهء سيب و ليموناد مىخورد ادرارش زياد مىشود و در اثر عدم استفاده از اينگونه خوراكىها ادرار كم مىگردد . به هنگام دفع ادرار نياز به زور زدن پيدا مىكند و ترشح اندكاندك صورت مىگيرد ، و در اين حال موضع كمى مىسوزد . خون و جراحتى كه سابقا در ادرار ديده مىشد و به رنگ قرمز بود حاليه سفيد و بىرنگ گرديده بود . در معاينه ، پاهاى بيمار كمى خيز داشتند كه نتيجه آلبومينورى بود . بدن هم كمى نفخ داشت . در آزمايش ادرار انجام يافته در آزمايشگاه رازى مقدار آلبومين يك گرم نشان داده مىشد . دستورات لازم را به او دادم . بيمار مىگفت : « علت عود بيمارى اين شد كه در فصل سرما مسافرتى به خارج شهر نمودم . در راه دچار برف و كولاك و توفان سختى شدم . شب را با نهايت دشوارى گذراندم و عذاب بسيار كشيدم . در نتيجه باز ورم مثانه و پروستات برگشت نمود . درصورتىكه قبل از اين واقعه ناراحتى نداشتم . نزد پزشكان همدان به درمان پرداختم نتيجهاى نداد . نزد پزشكى آلمانى مقيم در شهر رفتم . شستشو داد و داروهاى زيادى تجويز كرد كه سودى نبخشيد ، بلكه شكم ، پاها و صورتم باد آوردند . ناچار براى معالجه مجددا به تهران آمدهام . . . »