عبد الله احمديه
226
راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى )
بيمار چندى با همين داروهاى بىزيان گياهى به درمان پرداخت . بهبود زيادى به دست آورد . ادرارش به راحتى مىآمد ولى آلبومينورى هنوز باقى بود . از نفخ هم اظهار ناراحتى مىكرد . چون قصد بازگشت به همدان را داشت دستورات لازم از جمله شربت براى سينه ، مرهم ضد ورم پروستات ، تنقيه و عصاره گياهى از علك البطم ( قندرون ) ، مرمكى ، مصطكى ، انغوزه داده شد . حال مدت پنج سال از آن زمان مىگذرد . بيمار سالم است و از دستورات پيروى مىكند . ادرار او به خوبى جريان دارد . هرچند گاه يك بار از حال خود مرا باخبر مىكند . * * * بيمار پانزدهم * گاه در حين معالجات به برخى از بيماران برمىخوريم كه براساس قواعد طب سنتى اصطلاحا دو طبيعت مخالف و متضاد دارند . در چنين شرايطى پزشك معالج بايد كارآزموده و آگاه باشد تا بتواند از عهده درمان اينگونه بيماران برآيد . در زير به يك نمونه اشاره مىكنم : - در تاريخ 29 / 1 / 30 آقاى سيد عبد الرسول ج . ش . 43 ساله را براى معالجه به مطب آوردند . طبق اظهار ، پدر او مبتلاء به و با گرديده و معالجه شده است . مادر او سالم است . خودش در سال 1318 مبتلاء به بيمارى نوبه شده كه با كينين درمان گرديده است . بيمار مىگويد : « . . . از آن هنگام مريض شدهام . روز به روز وزن بدنم بيشتر و سنگينتر مىشوم . سه سال قبل به دنبال قرار گرفتن در هواى سرد زمستان ادرارم بند آمد . آقاى دكتر صفرى با دارو و تزريق رفع علت كردند و خوب شدم . دو ماه قبل باز پس از صرف شام غفلتا در بدن و به خصوص ناحيه شكم جنبشى احساس كردم و باز ادرار بند آمد . با استفاده از ميل دفع بول كردند . در همين ضمن استفراغ عارض شد . خوراك آن شب را كه اسفناج و تخممرغ ( « سرد و تر » ) و جوجه و ماست بود قى كردم . از آن پس دردى در ناحيه كليه راست پيدا شد . حال هروقت راه بروم و خسته شوم و يا سرما بخورم درد در پهلو و ناحيه كليهها بروز مىكند .