عبد الله احمديه
16
راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى )
خارش مىگيرد . سبب خارش و تغيير رنگ ، بوى بخارى است كه از ناف برمىآيد و گاه باشد كه شبكورى ، سرگشتگى و صداع را موجب گردد . . . » اگر بخواهيم « باد باسور » را خوب تعريف نموده و با دانش امروزى مقايسه نمائيم مىبينيم اين عارضه ، همان عارضه بيماريهاى « دياتزيك » است كه پزشكان پيشين بدان پى برده بودند . منتهى همانند پزشكان امروز از چگونگى و واقعيت آن آگاه نبودند . ضمن آنكه وسايل كاوشى هم در اختيار نداشتند و بدين سبب بيشتر در امر درمان مىكوشيدند و كوركورانه راههاى علاج بسيارى از بيماريها را براى ما مىيافتند . اگر ما داروئى را كه پزشكان پيشين براى مداواى بيماريهاى معدى ، چاقى ، لاغرى ، جلدى ، كليوى و غيره ( كه در حقيقت سرچشمه همه آنها از سوء مزاج ارثى مىباشد ) تجويز مىكردند تحت بررسى قرار دهيم مىبينيم آنان ريشه بيمارى را يافته و بر ضد آن تلاش مىكردند . مثلا در بسيارى از امراض معده كه در واقع ريشه آن از عوامل ارثى بوده ( ولى آنان خود بدين امر كاملا آگاهى نيافته و فقط كثرت تجربه ملاك اقدامشان بود ) انواع « هليله » را تجويز مىنمودند . در برخى از عوارض روده كه ناشى از بيماريهاى روماتيسمى ارثى است با « مصطكى » ، « مقل ازرق » ، « انغوزه » ، « مرمكى » ، « كندر » ، « انواع هليله » و مانند آن به درمان بيمارى مىپرداختند . « 1 » نگارنده نيز بارها اتفاق افتاد كه بيماريهاى دماغى مانند جنون را به دستور پيشينيان پس از تصفيه مزاج با داروهاى لازم و دفع سموم ، با معجونى مركب از « مقل ازرق » و انواع « هليله » درمان نمودم و اين در شرايطى بود كه اينگونه مرضى سالها با روش امروزين درمان نگرديده بودند . مىدانيم و مىبينيم كه كودكان و اعقاب سوء مزاجىهاى ارثى به عوارض گوناگون
--> ( 1 ) - براى آگاهى بيشتر در اين زمينه و آشنائى با چند مورد از مشاهدات و معالجات مرحوم استاد دكتر احمديه درباره اينگونه بيماران به « كتاب راز درمان » جلد اول نيز مراجعه فرمائيد .