عبد الله احمديه
17
راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى )
مبتلاء مىشوند . مثلا كودكى از اين خانواده پيوسته زكام است و از بينى او آب يا مخاط خارج مىگردد . اين بدان علت است كه كبد و غدد مترشحه درونى او بدانگونه كه بايد نمىتوانند مواد سمى ايجاد شده در بدن را خنثى و بىاثر نمايند . سموم را طبيعت از طرق مختلف و از جمله از راه بينى دفع مىكند . حال اگر اين ترشحات بينى را كه لازمه تندرستى انسان است با ريختن داروئى خشك كنيم ، و يا به عللى خود بند آيد سموم پس خورده و موجب عوارض دماغى و عصبى مىگردند . بديهى است چنانچه مجددا ترشح را برقرار كنيم رفع عوارض يادشده خواهد گرديد . اينجانب اين امر را كرارا آزموده و خود تحقيقات و تتبعاتى نيز در اين مورد نمودهام . گاهى سموم به شكل ترشحات رحمى دفع مىشوند . در اين حال شستشو با داروهاى مختلف چندان مفيد و مؤثر واقع نمىشود . براساس آزمايش اينجانب اين سموم با استفاده از « مقل ازرق » و « هليله » و داروهاى ديگر مشابه ، دفع مىگردند . يادآور مىشود كه ازدياد سموم به گونههاى ديگرى نيز بروز مىكند ، مانند كهير و عوارض جلدى كه در اين موارد هم با همين دستورات رفع ناراحتى و درمان بيمارى مىگردد . گاه در اثر پيشامد ناگوار و اتفاق غير مترقبه و نتيجتا تألم و تأثر و يا درد شديد هيجانى در بدن روى مىدهد كه به اعتقاد پزشكان متقدم سموم و « بخارات » يعنى « باد اخلاط اربعه » متوجه مغز مىشود . راه علاج در اين هنگام گريستن است زيرا « بخارات » و سموم به صورت اشك خارج مىگردند . اگر در انجام اين امر خوددارى شود اين « بخارات » در سر و صورت مانده موجب تورم لب و صورت و اعضاى ديگر گرديده و بروز بيماريهائى را سبب مىشوند . گاه اين عوامل از راه ريه با ناله و فرياد و يا با طرح شكايت و راز دل گفتن دفع مىگردند . از همين روست كه وقتى دو نفر راز دل خود را باهم در ميان مىنهند دوستى ، صميميت ، الفت و يگانگى در بين آن دو پديدار مىگردد و در غير اين صورت دوستى آنها ظاهرى و ناپايدار است . شوخى و مزاح نيز رفع اين عوامل را نموده ، با رفع خستگى و كدورت ، ناخوشىها را بر طرف مىسازد و اين هم درسى از طبيعت بوده و غريزى است .