عبد الله احمديه
36
راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى )
مىكند . شدت و ضعف اين بيمارى بستگى به ساختمان بدنى شخص دارد . برخى بدون دارو و درمان خوب مىشوند . بعضى بالعكس باوجود نهايت دقت و توجهى كه به آنها مىشود باز بيمارىشان پيشرفت مىكند . در يك كتاب جامع پزشكى فرانسه در مورد سيفيليس نوشته شده است كه " پنجاه درصد بيماران بدون دارو و درمان بهبودى مىيابند و از پنجاه درصد ديگر تعدادى خيلى زود و تعدادى بسيار دير و سخت علاج مىگردند " . چند سال پيش دو برادر كه هر دو از يك پدر و مادر بودند در يك شب از يك منبع دچار سيفيليس با زخم شانكر در اعضاى تناسلى خود شدند . اين دو به بيمارستان احمديه آمده بودند . در آنجا يك شيشه محلول بىيدور دومركور ، براى تزريق اينگونه بيماران مهيا بود . بهر كدام يك سانتيمتر مكعب تزريق شد . روز ديگر برادر بزرگ مبتلا به ورم لثه سختى شد . معالجه را قطع كرديم . پس از چند روز خوب شد و ورم لثه نيز بر طرف گرديد . بنابراين ديگر نه دوائى خورد و نه تزريق كرد . برادر كوچك مرتبا به بيمارستان مىآمد . در حدود 60 بار از آن محلول تزريق نمود زخم رو به زوال مىرفت ولى عوارض درجه دوم بشدت پيشرفت مىنمود . بناچار بيمار به پزشك ديگرى كه از اطباء مشهور است رجوع كرد . نزد ايشان چند آمپول نئوسالوارسان و نظاير آن تزريق نمود و داروى داده شده را مورد استفاده قرار داد . بعد از پنج ماه مرا به عيادتش بردند و در شرايطى كه بيمار مبتلا به فلج ناقص شده بود . البته اينجانب بروش خود او را معالجه نمودم . در حال حاضر هر دو برادر در يك خانه منزل دارند و از دوستان من محسوب مىشوند . تاكنون چند بار خون برادر بزرگ آزمايش واسرمن شده و نتيجهاش منفى بوده . ولى برادر كوچك با آنكه خونش پاك مىباشد ، اغلب ناتوان است و اعصاب قوى و روحيه چندان سرشارى ندارد و از فكر و يارى برادر بزرگ در امور شركت و مؤسسه خود استفاده مىنمايد . بسيارى از مبتلايان به سيفليس را مىشناسم كه حدود سى سال بيشتر يا كمتر است كه به اين بيمارى دچار شده بودند و با تزريق يك دوره " بىيدور دومركور " و يا خوردن چند حب " ريكورد " بهبود يافته و ديگر معالجه را تعقيب نكرده و تاكنون نيز به هيچ عارضهاى دچار نشدهاند . حتى فرزندان آنان را بارها بدقت مورد بررسى قرار دادم آثارى از سيفليس ارثى در آنها نبود . بسيارى ديگر را نيز ديدهام كه همه ساله چند دوره داروهاى ضد سيفليس گوناگون تزريق كرده و پرهيز مىنمودند و معهذا اثر بيمارى مزبور در فرزندان آنان مشهود بود . بعضى از آنها به عوارض ريوى سكته ، نابينايى ، شلى ، فلج و غيره دچار شدند .