عبد الله احمديه
11
راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى )
اولين مرتبه كه او را ديدم در سال 1313 بود روزى باتفاق دوستى به محكمه دكتر احمديه رفتيم در اطاقهاى انتظار جمعيت زيادى از مراجعان ديده مىشد پس از مدتى نوبت بما رسيد به محكمه رفتيم در مطب مردى لاغراندام با صورتى نسبتا نحيف و گندمگون و لباس بسيار ساده آرام و سنگين روى صندلى در پشت ميزى نشسته بود . بمحض آنكه مرا ديد شناخت چون در مدرسه طب معلم انگلشناسى ما بود بسيار محبت كرد . ديدم بمانند دوران تدريسش ساكت و آرام است دوست سبزواريم شرح حالش را گفت و از ايشان دستور گرفت . از آن پس دكتر احمديه را بسيار ديدم و هربار اعتقادم درباره طبابتشان بيشتر از پيش شد . . . گوينده مرد - در سال 1265 شمسى در شهر امل طفلى پا بعرصه وجود نهاد كه نامش را عبد الله گذاردند . وى پس از طى دوران طفوليت بمدرسه رفت و مقدمات علوم را بر طبق آئين آن دوران در مدارس آمل بپايان برد . آنگاه به تهران آمد و در دار الفنون به تحصيل پرداخت و پس از اتمام تحصيلات خويش در دار الفنون بمدرسه طب رفت و در دورانى تحصيل طب را گذرانيد كه استادان فرانسوى در آنجا درس مىگفتند . در سال 1333 هجرى قمرى بود كه باخذ ديپلم دكترا نائل آمد از آن پس در بيمارستان نظامى احمديه كه در ضلع جنوبى خيابان سپه قرار داشت به طبابت پرداخت . زمانى بعد بدرجه سرگردى و يا باصطلاح آن زمان ماژورى نائل آمد و در ارتش به خدمت اشتغال ورزيد و نام خانوادگى خود را احمديه بمناسبت خدمتش در بيمارستان احمديه گرفت . گوينده زن - ديرى نگذشت كه دكتر احمديه از ارتش خارج شد و معلم تاريخ طبيعى و انگل شناسى مدرسه طب گرديد و يكى دو سال بعد به رياست قرنطينه بندر پهلوى منصوب گشت و چندى نگذشت كه بوى پيشنهاد رياست بهدارى خراسان را كردند ولى او از قبول اين شغل استنكاف ورزيد . در همين موقع بود كه در افكارش تحولى پديد آمد و بجانب طب قديم متمايل شد . دكتر احمديه در سال 1314 شمسى سفرى به اروپا كرد . و از آن پس تا سال وفاتش آزادانه بطبابت پرداخت . دكتر احمديه قريب 44 سال طبابت كرد و بواسطه تحقيقات سودمندى كه در رشته طب قديم نموده بود بدريافت تقديرنامههائى از مجامع پزشكى دنيا