عبد الله احمديه

12

راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى )

نائل آمد . گوينده مرد - بيست سال پيش روزى در مطب نشسته بودم بيمارى آمد و نسخه‌هاى چندى نشان داد كه همه از دكتر احمديه بود . ديدم همهء داروها ايرانى است . از شيوه طبابتش خيلى خوشم آمد بلافاصله به او تلفن كردم و گفتم مىخواهم شما را ببينم . وقتى داد ، بخانه‌اش رفتم در ميان كتابهايى از قبيل ذخيره خوارزمشاهى و آثار بو على سينا فرو رفته بود و مشغول تهيه يادداشتهايى بود . بديدنم اظهار خرسندى كرد و مرا به خواندن يادداشتها ترغيب نمود . ديدم به زحمت بسيار بيماريهاى مختلف را دسته‌بندى كرده و براى هريك ، دارويى كه از تركيب گياههاى وحشى حاصل مىشود معين نموده است . براستى از اين‌همه زحمت كه در كار خود متقبل شده بود لذت بردم . گوينده زن - آن روز باهم درباره فوايد طب قديم خيلى صحبت كرديم او معتقد بود و مىگفت بايد اطباء جوان بدانند كه طب امروز فرزند طب ديروز است . اگر طب ديروز نمىبود طب امروز به ترقى كنونى نمىرسيد و آنگاه گفت : گوينده مرد - ممكن است سئوال كنيد كه چرا من درمان بسبك قديم را بيشتر مىپسندم ؟ علت آنست كه بنده بجاى آنكه تنطورها و جوهريات بدهم اصل نباتات و مطبوخ و عصاره تازه آنها را تجويز مىنمايم . و تا به حال هم از اين كار نتيجه بسيار گرفته‌ام . گوينده زن - دكتر احمديه طبيبى بود كه دائما به مطالعه مىپرداخت . از كتب طبى قديم بسيار استفاده مىبرد . هر آن مشغول تطبيق طب قديم با طب امروزى بود . بسيارى از نسخه‌هائى كه به بيماران مىداد تركيباتى بود كه شخصا از كتابهاى پزشكان قديم استخراج نموده بود . دكتر احمديه نسخه‌هاى خود را به داروخانه‌هائى كه در خيابان سرچشمه واقع است مىفرستاد و نيز چند معجون و تركيب خاص داشت كه در درمان رماتيسم و دردهاى مفاصل از آن استفاده مىبرد و از قضا همه مفيد واقع مىشد . دكتر احمديه پس از چهل و چهار سال طبابت وقتى چشم از جهان بربست جز يك خانه شخصى و يك كتابخانه چيزى نداشت . از يادگارهاى او دو كتاب ارزنده ويرا بايد نام برد يكى " راز درمان " و ديگرى " كتاب رماتيسم و سياتيك برحسب عقيده ابن سيناست " .