محمد اعظم خان ناظم جهان
72
قرابادين اعظم ( فارسى )
باخه دو درم مرواريد دو سرخ بسد دو سرخ هر سه را به آب سائيده هفت روز بخورانند دوائى كه به جهت بيخوابى از ابخرهء يابسه معمول صفت آن شير دختر در بينى چكانند و بر سر دوشند و خشخاش و تخم بنگ هر يك يك توله سائيده در شير گاو پاؤ آثار پخته به كف پا بمالند ايضا در بيخوابى و يبوست دماغ معمول صفت آن تخم كاهو مغز تخم خرپزه مغز بادام خشخاش سفيد مغز تخم كدوى شيرين هر يك دو دام سائيده قرص نموده بر يافوخ بندند ايضا [ صفت آن ] تخم كاهو يك درم تخم خشخاش دو درم شيره برآورده بقدرى شكر شيرين كرده بنوشند دوائى كه براى ام الصبيان مجربست [ صفت آن ] در وقت نوبت آن دست و پاى طفل بگيرند و كف دست و پا به چيزى خشن بمالند و بازو و رانها سخت ببندند و جهت ازالهء تشنج روغن گل و مسكه به آب نيمگرم آميخته بر بدن بمالند و اگر با تپ شديد و تشنگى باشد حجامت ساقها با شرط كنند و تلئين طبيعت هميشه بايد كرد و مرضعه را غذاى خفيف دهند و اگر تپ و تشنگى نباشد بعد از نضج بمسهل گرم مكرر تنقيه كنند ليكن ادويهء قويه مثل غاريقون و تربد ندهند و حب معمول بخورانند و خردل سائيده بر كف دست و پا ماليدن سودمند بود و از آواز هائله و خوف و غضب شديد و غسل به آب سرد و ديدن چيزى براق و پرهيز از اغذيهء غليظه و شيرين و چرب و تيز نمايند ايضا صفت آن جدوار نيم دانگ در شير مادر سائيده بطفل بدهند و مرضعه را معاجين گرم بخورانند و مهرهء مرجان به آتش سرخ كرده ميان دو ابرو بر پيشانى طفل داغ نهادن نيز مجربست دوائى كه جهت نسيان مجرب صفت آن كندر يك مثقال در آب خيسانيده صبح صاف نموده بنوشند دوائى كه نسيان را مفيد صفت آن روغن مالكنگنى بر برگ پان بمالند و يك حبهء سيماب بر آن نهاده بمالند كه مضمحل شود پس آن برگ را با بيرهءپان چنانچه متعارف است بخورند و مداومت نمايند و اگر كفايت نكند مسهل قوى دهند دوائى كه براى اقسام ماليخوليا معمولست صفت آن بعد فصد هفت اندام فصد صافن كشايند و آملهء مربى شسته به ورق نقره پيچيده همراه شيرهء آلوبخار هفت دانه شيرهء كشنيز خشك پنج ماشه شيرهء تخم خرفه هفت ماشه شربت نيلوفر دو توله تخم فرنجمشك چهار ماشه بخورانند و مفرح بارد با شيرهء زرشك هفت ماشه شيرهء آلوبخارا پنج دانه شربت انار شيرين دو توله نيز نافع بود و روغن بنفشه و روغن بادام و روغن كدو بر سر ماليدن و در بينى و گوش چكانيدن مفيد بود و جهت تبريد جگر گلاب و صندل و كافور بر جگر طلا كنند و اگر احتياج تنقيه شود نضج ماده از منضج سودا نموده بمسهل سودا و حب افتيمون تنقيه نمايند بعده ماء الجبن استعمال كنند و در ماليخولياى صفراوى و سوداوى بعد از تنقيه ماء الجبن ساده و شير بز و ماء القرع بسيار مفيد بود و براى صاحب ماليخوليا تفريح و انبساط و تنويم نافعترين اشياست و ترطيب هواى خانه و بوئيدن خوشبوها و تناول اغذيهء مرطبه و استحمام قبل از غذا و انصباب آب نيمگرم بر سر انفع بود ايضا به جهت مراق از بياض اوستاد مرحوم صفت آن برادهء صندل سفيد كشنيز خشك مقشر نيمكوفته شب تر كرده صبح آب زلال آن را با نبات شيرين ساخته شيرهء خرفه اضافه نموده بنوشند ايضا براى مراق و سوزش معده صفت آن كشمش هفت ماشه در گلاب چهار توله شب تر كرده صبح يكيك بسر سوزن برداشته بخورند و گلاب بنوشند دوائى نافع صرع صفت آن حلتيت با سكنجبين بخورند و عود صليب يك ماشه جدوار يك ماشه در عرق باديان سائيده در حلق چكانند و نوشيدن پنيرمايهء حيوانات خصوصا خرگوش با سركه خوردن نيز از مجرباتست و همچنين سنگ عقيق سائيده چون مكرر بنوشند فائده مىكند و شرب بندق هندى و سعوط آن در آب چقندر نيز نفع دهد و جوره عود صليب در ريسمان كبود بسته در گلو مصروع انداختن