محمد اعظم خان ناظم جهان
59
قرابادين اعظم ( فارسى )
پهكرمول بچ خراسانى زردچوب هالون لوهيجى ميده لكرسى هر يك يك درم قند سياه شش درم كوفته بيخته مقدار كناردشتى حب بسته يكى بخورد و يكى طلا كند و اگر لوده پتهانى مالكنگنى گيرو سليخه صابون هر واحد يك درم صبر يك نيم درم نيز داخل كرده سائيده بر جاى ضربه نيمگرم ضماد كنند بهترست نوع ديگر كه مسمى به چورگولىست صفت آن هالون هلدى دار هلد پهكرمول ملتهى پتهانى لوده هر يك يك دام نسوت نيمدام همه را كوفته بيخته به آب حبها به قدر كناردشتى سازند يك حب صبح همراه حلوله پيچيده بخورند و يك حب بوقت شام به همين دستور بخورند و وقت شب كچله را در آب تر نموده بسايند و درين آب همان حب را سوده بالاى ضربه و سقطه ضماد نمايند حب ديگر كه براى ضربه بسيار مفيدست حتى كه در دواب هم فائده دارد صفت آن گندم بسوزند كه به حد خاكستر نرسد و خام هم نماند برابر آن قند سياه آميخته خوب كوفته اندك روغن زرد اندازند و حبوب ساخته به قدر يك توله بخورند در دو سه روز در دو كوفت بالكل دور مىشود و اين حب را موميائى هندى نامند ايضا نافع ضربه و سقطه صفت آن برگ پيپل بست و يك عدد سائيده با هم چند قند سياه كهنه آميخته حبها سازند و هفت خوراك نمايند حب مجرب النفع براى سم مار صفت آن فلفل سياه مغز جمالگوته هر يك بست تانك كافور بهيم سينى زعفران هر يك يك تانك كوفته بيخته به آبليمو كهرل كرده يك صد و ده حب سازند و مارگزيده را دو سه حب خورانند و اگر بيهوش بود يك حب به عرق ليمو سائيده در چشم كشند و بعضى گويند كه بر يافوخ شرط زنند و آب گرم ريزند چون خون آمدن گيرد حب مذكور سائيده طلا نمايند هرگاه به هوش آيد يكدو حب بخورانند حب دافع زهر عقرب صفت آن انگوزه زرنيخ با شيرهء ترنج سائيده حب بندند وقت حاجت سائيده بر نيش عقرب طلا نمايند فصل دوم در حسويات حسوء معمول براى تقويت دماغ و توليد منى و نافع نزلهست صفت آن مغز بادام مقشر دو توله مغز پنبهدانه يك توله تخم خشخاش سفيد دو مثقال مغز تخم كدوى شيرين دو درم برنج سفيد يك توله نبات چار توله روغن گاو يك توله بدستور حريره كنند و اگر بجاى آب عرق بيدمشك و عرق گاو زبان داخل نمايند بهترست و گاهى مغز پنبهدانه موقوف كرده مىشود نوع ديگر جهت صداع ضعف دماغى و بخارى صفت آن سبوس گندم نيم پاؤ شب در آب تر نموده صبح ماليده صاف نموده و مغز بادام مقشر هشت دانه و قدرى خشخاش و نشاسته و قند سفيد چهار دام در آب سائيده داخل نموده بجوشانند هرگاه پخته شود گلاب چهار توله و دانهء هيل شش ماشه و زعفران نيم ماشه و مشك يك سرخ سائيده اندازند و باز قدرى بجوشانند تا مثل حريره شود فرود آورده سرد كرده بنوشند و اگر حاجت بود شيرهء كشنيز خشك و شيرهء كاهو شيرهء مغز تخم كدو اضافه نمايند حريره مقوى دماغ نافع سدر و دوار و مفيد بيخوابى صفت آن مغز بادام يازده عدد مغز حب القطن پنج ماشه دانهء خشخاش سفيد پنج ماشه كشنيز خشك مقشر سه ماشه اول سبوس گندم سه توله در آب ماليده صاف نموده و از ادويهء مذكوره شيره برآورده صاف كرده يك توله نبات آميخته بر آتش گذارند چون اندك به غلظت برسد سرد نموده بنوشند در يك هفته تقويت كلى بدماغ مىبخشد نوع ديگر حريرهء مفيد نزله صفت آن سبوس گندم دو مشت در آب انداخته شير آن گرفته شيرهء مغز بادام مقشر پانزده عدد مغز پنبهدانه دو مثقال تخم قرطم و خرپزه هر يك دو توله در عرق كيوره نه توله برآورده روغن گاو چهار توله نبات هفت توله آميخته بدستور مقرر حريره سازند ايضا براى ريزش نزله كه بسبب ضعف دماغ باشد صفت آن مغز بادام يازده دانه مغز تخم كدو مغز تخم باقلا هر يك شش ماشه نشاسته يك توله خشخاش