محمد اعظم خان ناظم جهان
47
قرابادين اعظم ( فارسى )
مقل ازرق هر يك دو درم مغز تخم بكاين مغز تخم نيب هليلهء سياه هر يك پنج درم فلفل سياه دو درم مغز بادام مقشر پنج عدد در آب ككرونده سائيده حب سازند و صبح و شام يكدو حب فروبرند حب معمول در بواسير خونى و بادى صفت آن پكهان بيد گيرد مرداسنگ صندل سرخ رسوت زيرهء سفيد شب يمانى بريان كات سفيد بليلهء زنگى آمله مقل مغز تخم نيب هر واحد يك درم در شيرهء برگ نيب هشت پاس با شاخ گوزن كهرل كرده حب بندند و به آب تازه در شبانه روز دو بار طلا كرده باشند و گاهى مرداسنگ موقوف كرده پوست هليلهء زرد عوض آن انداخته و به قدر دو ماشه در خوردن داده حب مجرب براى بواسير صفت آن قاقلهء صغار مغز بنولى هر يك پنج ماشه زيرهء سفيد دو نيم ماشه رسوت دوازده و نيم ماشه در عرق ككرونده سوده حب مثل نخود بندند و يك حب بخورند و بالاى آن ترب تراشيده همراه نبات بخورند حب لؤلؤى كه هم حابس خون و هم مقوىست صفت آن زهرمهرهء خطائى صندل سفيد مرواريد ناسفته هر يك يك توله در عرق كيوره و گلاب هر يك نيم پاؤ حل كنند پس حبوب به قدر يك يك ماشه بسته در سايه خشك كنند و دو حب از ان به ورق نقره يا طلا پيچيده خورده باشند يا در شربت انار يك توله سوده آميخته بليسند مجربست نوع ديگر براى حبس خون بواسير و تقويت معمول صفت آن مرواريد ناسفته سوده كهربا بسد هر يك دو ماشه پوست بيخ انجبار چار ماشه رسوت نگركوطى دو ماشه كوفته بيخته همراه مرباى آمله خسته دور كرده دو عدد سائيده حبها به قدر نخود سازند خوراك يك مثقال همراه عرق شاهتره و عرق بارتنگ هر يك ده توله حب جواهر معمول حكيم نجيب الله خان كه حابس خون و مقوى اعضاء رئيسه است صفت آن مرواريد ناسفته ورق نقره هر يك سه ماشه بسد دو نيم ماشه يشب سبز عقيق سرخ هر يك يك نيم ماشه نارجيل دريائى زعفران هر يك يك ماشه زهرمهرهء خطائى سه و نيم ماشه ياقوت سرخ ياقوت زرد فيروزه هر يك دو ماشه پاؤ بالا در گلاب يك پاو سحق بليغ نمود و حبوب به قدر نخود سازند خوراك تا دو عدد تنها يا با بدرقه مناسب و در نسخهء ديگر لاجورد يك نيم ماشه ورق طلا يك ماشه مشك سه سرخ عنبر اشهب سه ماشه نيز داخلست و وزن نارجيل دريائى و زعفران هر يك شش سرخ و ورق نقره چهار و نيم ماشه نوشته باقى بدستور حب نافع ريح البواسير و درد گرده و شراسيف و وجع مفاصل صفت آن زرنباد درونج هليلهء سياه بليله شيطرج عاقرقرحا نوشادر فلفل دارفلفل تخم گندنا مقل هر واحد يك جز كوفته بيخته به آب ترب سرشته حبوب سازند و دو درم با شورباى چرب گوشت يا آب گرم بخورند حب كه منع ادرار بول كند صفت آن بسباسه كندر سعد هر يك يك توله بزر البنج سه ماشه كوفته بيخته به قدر كناردشتى حب بندند و يك صبح و يك شام خورند حب جهت بول الدم و سيلان منى و سلس البول و سرعت انزال را نافع صفت آن طباشير سفيد كتيرا زرشك بهدانه كشنيز مقشر تخم حماض گل ارمنى صندل سفيد گلنار صمغ عربى هر يك شش ماشه سنگهاره خارخسك تخم خرفه مقشر قلعى كشنه مغز تخم خيارين كهربا اسپغول هر يك يك توله بلعاب اسپغول حبها سازند شربت يك مثقال حب جالينوس مقوى باه صفت آن مغز كنجشك نر كه وقت هيجان گيرند شقاقل مصرى تازه تخم پياز سفيد خرما تخم گندنا ثعلب مصرى تخم جزر يا جرجير سمك صيدا جمله برابر مشك قدرى كوفته بيخته بعسل و به آب جرجير حبها بندند به قدر نخود شربتى يك مثقال تا يك نيم درم همراه شراب يا آب انگور شيرين يا به آبى كه نخود در آن تر كرده باشند حب سيماب كه براى باه و اشتها مجرب صفت آن سيماب خالص كبريت كات سرخ