محمد اعظم خان ناظم جهان

106

قرابادين اعظم ( فارسى )

باشد علاج آن نمايند و اگر بسبب خلط صفرا يا شور باشد تنقيهء آن كنند و حجامت ما بين وركين نمايند و سركه و روغن گل بر مقعد بمالند و هليله و بليله و آمله جوشانيده از آب آن استنجا نمايند دوائى براى درد گرده و مثانهء ريحى كه با تمدد و بلا ثقل و انتقال درد بود صفت آن شيرهء باديان شيرهء انيسون شيرهء تخم كشوث و مانند آن از مدرات كه شديد الحرارت نباشند با گلقند و شربت بزورى و يا شربت دينار بخورند و روغن گل و روغن بابونه بمالند و اگر گل تيسو و كسنبه و ديگر مدرات در آب جوشانيده صاف نموده نطول كنند و ثفل آن را بربندند درد زائل كند و تكميد از نمك و سبوس گندم و ريه گازران بسيار نافع بود و چون آرد ماش را باندكى حلتيت در آب ماليده نان از يك طرف پخته طرف خام از روغن گل يا روغن بابونه چرب كرده بر جاى درد بربندند درد رفع مىشود و اگر زردى بيضهء مرغ در ظرف مس با زردچوب سوده آميخته قدرى آب داخل كرده بر آتش گذاشته برهم زنند تا غليظ گردد بجاى درد ضماد نمايند و برگ تنبول بالاى آن نهاده بپارچهء گنده ببندند مفيد بود ايضا براى درد گرده و مثانه كه از ورم حار باشد صفت آن بعد فصد باسليق لعاب اسپغول و لعاب بهدانه و شيرهء عناب و مانند آن با شربت بنفشه بنوشند و ضماد معمولى به كار برند و ماليدن روغن گل و روغن بنفشه با موم نيز مفيد بود و اگر حاجت تنقيه بود بعد از نضج از مسهل بارد تنقيه كنند و آب كاسنى سبز مروق و آب عنب الثعلب سبز مروق نافع بود و اگر ماده ارادهء نضج كند تخم كتان تخم خطمى حلبه با نبات در آب بجوشانند و صاف نموده بنوشند و همين ادويه را سائيده روغن كنجد آميخته ضماد نمايند و نيز در آب جوشانيده نطول سازند تا ريم كند و بعد از آن سرگين كبوتر غبار آسيا آرد كرسنه در ضماد افزايند و انجير در ماء العسل پخته سائيده ضماد كردن نيز انضاج ورم گرده مىنمايد و بعد انفجار ورم و خروج مده در بول شيرهء تخم خيارين و تخم خرپوزه و خارخسك با شربت بزورى بدهند و تخم خشخاش با شير خر نيز گرده را از مده پاك كند بعده تخم خشخاش تخم كتان كاكنج نشاسته گل ارمنى سفوف كرده با مدرات بخورند دوائى مفتت حصاة و معمول صفت آن فلفل گرد هفتاد عدد باريك بسايند و هفت حصه نمايند و صاحب سنگ گرده و مثانه را هر روز يك حصه تا هفت روز با مدرات مناسبه بخورانند سنگ را پاره‌پاره كرده بيرون آرد دوائى كه در ريگ و سنگ گرده و مثانه معمول‌ست صفت آن حجر اليهود سوده سنگ سر ماهى سوده هريك يك ماشه صمغ الو سائيده يا صمغ عربى سوده نيم ماشه همراه شيرهء تخم خيارين شيرهء تخم خرپزه شيرهء خارخسك هر واحد هفت ماشه شربت آلوبالو يا شربت بزورى دو توله بخورند و چوب انگور در ظرف گلى انداخته بر آتش سوخته خاكستر آن به قدر هفت ماشه تنها يا با شيرهء خارخسك شش ماشه در نيم پاؤ آب برآورده نوشيدن و كذا سنگ سر ماهى يك درم سوده همراه آب حب القلت كه هفت و نيم توله حب القلت را شب در نيم سير آب خيسانيده صباح بجوشانند تا ربع بماند و صاف نموده بنوشند نافع بود و اگر مريض طفل بود نمك ترب يك رتى بنقوع سبوس نخود يك توله كه در چار توله آب تر كرده باشند بدهند و اگر با حبس بول باشد نقوع يا طبيخ دو توله نخود سياه در نيم پاؤ آب نوشيدن ادرار قوى مىنمايد و در صورت قبض شربت دينار با ريوند چينى دو ماشه سوده با گلقند بدهند ايضا جهت سنگ گرده و مثانه مجرب صفت آن هر روز شيرهء برگ گل داودى پنج ماشه شيرهء تخم خيارين شيرهء تخم خرپزه هريك هفت ماشه شيرهء حب القلت پنج ماشه شيرهء زيرهء سفيد سه ماشه در آب برآورده حجر اليهود يك ماشه سوده شكر سرخ دو توله آميخته اسپغول پنج ماشه پاشيده بنوشند ايضا جهت سنگ گرده و مثانه معمول صفت آن حجر اليهود سنگ سر ماهى تخم ترب حب القلت هريك دو ماشه همه را سوده در شربت كشوث دو توله سرشته بخورند بعد از آن شيرهء تخم خرپزه يك توله شيرهء تخم خيارين دو توله شيرهء باديان شيرهء خارخسك شيرهء تخم كرفس هريك