محمد اعظم خان ناظم جهان
107
قرابادين اعظم ( فارسى )
چهار ماشه عرق باديان ده توله با شربت به زور بنوشند و گاهى شيرهء مغز خستهء آلوبالو شيرهء دوقو هريك شش ماشه و گاهى شيرهء تخم شلغم و شيرهء تخم گذر هريك چار ماشه و گاهى شيرهء خسكدانه توله اضافه كرده مىشود ايضا براى سنگ مثانه صفت آن كلتهى سه درم باديان ده درم نيمكوفته در چهار پياله آب بجوشانند چون يك پياله بماند صاف نموده يك درم نمك سنگ دو درم روغن گاو آميخته بنوشند ايضا اگر به هيچ نوع اين مرض زائل نشود صفت آن نخود سياه در آب جوشانيده با روغن بادام تلخ آب آن را اضافه كرده بخورد ايضا [ صفت آن ] تخم كرفس با عسل مصفى سرشته تا چند روز بر خوردن آن مداومت نمايند و كذا نانخواه كوفته بيخته با سه وزن عسل مصفى سرشته هر روز يك مثقال خوردن مفيد [ دوائى كه هزال كليه يعنى لاغرى گرده را نافع ] دوائى كه هزال كليه يعنى لاغرى گرده را نافع و اين يا بسبب گرمى گرده و يا بسبب كثرت جماع و يا بسبب زيادتى استفراغ واقع شود نشانش سفيدى بول و كثرت آن و درد كمر و لاغرى بدن و كمى شهوت باه بود صفت آن اولا ترك سبب نمايند و از نارجيل و فندق و مغز چلغوزه و مغز بادام با عسل معجون سازند و بخورند و هريسه و كلهپايچه با چربى بط و مرغ خوردن مفيد بود و هرگاه حرارت باشد از لبوب بارده مانند خشخاش و مغز تخم كدو و مغز پنبهدانه تقويت نمايند [ دوائى كه براى ضعف گرده نافع ] دوائى كه براى ضعف گرده نافع و نشان ضعف گرده بول مانند غساله گوشت و درد كمر و كمى شهوت باه بود صفت آن اگر بسبب هزال كليه بود دوائى آن مذكور شد و اگر سبب سوء مزاج باشد تبديل آن نمايند پس اگر مادى بود تنقيه حسب ماده كنند و اگر بسبب تعب سفر باشد خود را از تعب باز دارند بعد از آن تقويت گرده از لبوب مذكوره در دوائى هزال كليه نمايند و ادويهء قابض بر گرده ضماد كنند و ماليدن روغن گل با سركه نيز مفيد بود و شير گوسفند و شير شتر در تقويت گرده بيعديلست و غذا شيربرنج و كلهپايچه با چربى گرده نيز مناسب بود و همينست علاج ضعف گرده كه از كثرت جماع يا كثرت مدرات يا از صدمه عارض گردد و خوردن بهى و زعرور درين باب نافعست [ دوائى كه براى جرب گرده و مثانه معمولست ] دوائى كه براى جرب گرده و مثانه معمولست و علامت جرب گرده حرقت بول و خروج قشور سرخ با مده در بول و درد و حكه و دغدغه و نخس در موضع گرده بود و نشان جرب مثانه درد شديد با خارش و سوزش و بدبوى بول و خروج رسوب نخالى و مده باشد صفت آن بعد از قى و فصد باسليق نضج ماده بمنضج بارد از مسهل بارد تنقيه كنند بعد از آن تبريد و ترطيب مزاج كنند و بنادق البزور سائيده با گل ارمنى آميخته همراه مدرات خورند و در جرب مثانه نوشيدن و بچگارى گرفتن از لعاب بهدانه و لعاب اسپغول و شير خر و بز و گوسفند و روغن بادام نيز مفيد بود دوائى كه در ذيابيطس معمولست صفت آن قرص كافور و قرص ذيابيطس و قرص گلنار و قرص طباشير با مبردات قابضه تناول كنند و يا ماء القرع و ماء الخيار بنوشند و از آب سرد مكرر قى كنند و آب انار ترش و لعاب اسپغول و آب آلوى بخارا نيز فائده مىكند و دوغ جغرات ترش كه غليظ باشد خصوصا كه از شير گوسفند ساخته باشند در برف سرد كرده خوردن انفع اشياست و از صندل و گلنار و اقاقيا و گل ارمنى و آرد جو در گلاب و آب كاسنى سبز سائيده بر گرده ضماد نمايند و در آب سرد غوطه زدن به حدى كه بدنش سرد شود مفيد بود [ دوائى نافع حبس بول ] دوائى نافع حبس بول كه بسبب چسپيدن خلطى لزج در مجارى بول باشد و علامتش تقدم راحت و خوردن اغذيهء غليظه و ثقل عانه بود صفت آن مدرات قويه مثل انيسون تخم كرفس و تخم شلغم صحرائى و پرسياوشان و ريوند چينى باديان خارخسك كبابه و تخم خرپزه و پوست املتاس در آب جوشانيده صاف نموده شربت بزورى داخل كرده بنوشند و همين ادويه را در آب جوشانيده در آن نشينند و روغنهاى گرم مانند روغن شبت بر عانه بمالند و در احليل چكانند