محمد اعظم خان ناظم جهان
مقدمه و پيشگفتار 52
نير اعظم در شناخت نبض و انواع آن ( فارسى )
* و اگر يكچهارم پرده زير شود آن را سرى مىخوانند . به خط عمود ميان حامل در موسيقى خط ميزان گويند و آن در مواردى به كار مىآيد كه هر ميزان از نظر وزن و زمان با ميزانهاى ديگر مساوى باشد . از همه امكانات اين زبان - به جز فركانس و آهنگ هر نت - مىتوان براى نگارش نبض استفاده كرد . اما پيش از ان لازم است درباره نبض نيز مطلبى به اجمال گفته شود تا درك موضوع آسانتر گردد . درباره نبض نبض متشكل از يك حركت انبساط و يك حركت انقباض و دو سكون خارجى و داخلى است . بدينترتيب ، هر نبضه را مىتوان چهار ضربى دانست . مشكل اينجاست كه حركت انقباض در اغلب موارد محسوس نيست و تنها حركت محسوس حركت انبساطى است . ازاينرو ، اطبا گفتهاند كه هر نبضه متشكل از يك حركت حقيقى و يك سكون مجازى است . با اين بيان ، بايد گفت كه موسيقى نبض - در حالت عدم احساس حركت انقباضى - دوضربى است . به اين معنا كه در ضرب اول حركت انبساطى قرار دارد و در ضرب دوم سكون مجازى . « 1 » از طرفى ، حركت قلب و شرائين - و به تبع آنها خون در شريان - كه سبب احساس نبض در زير انگشتان دست نبّاض مىشود ، حركتى است كه در سه قطر يا بعد روى مىدهد : طول و عرض و ارتفاع . و اين همان چيزى است كه اطباء از آن به « جنس ماخوذ از انبساط » ياد مىكنند و براساس آن طول منبسط از شريان و عرض و ارتفاع منبسط از شريان به وجود مىآيد . نكته مهم در اينجاست كه ساير اجناس نهگانه نبض باواسطه يا بىواسطه به
--> ( 1 ) . واضح است كه اگر حركت انقباضى محسوس شود وزن سهضربى است و اگر هر دو سكون مدرك گردند چهارضربى .