محمد اعظم خان ناظم جهان

مقدمه و پيشگفتار 50

نير اعظم در شناخت نبض و انواع آن ( فارسى )

اصوات و مناسبتشان باهم ، و تناسب در ريتم و ضرب موجود در آنهاست كه ميزان كشش و شدت و ضعف ضرب آن را معين مىكند . مساله مهمى كه در اينجا وجود دارد و پيش از بيان هر مطلبى بايد بدان توجه داد اين است كه مراد از نگارش نبض با موسيقى ثبت احوالات مختلف نبض به اين زبان به منظور آموزش ، فهم بهتر ، و يافتن زبانى فراگير و همه فهم براى آن است ، نه اجراى نت‌هاى نوشته شده با ساز يا آواز . ازاين‌رو ، زبان موسيقى با تمام خصوصياتى كه دارد براى انجام اين كار به تنهايى مناسب نيست و بايد در آن تغييراتى داده شود و قراردادهاى جديدى براى آن وضع گردد . سهل است اگر پس از اين مرحله ، با تحصيل فركانس انواع نبض و معادل‌سازى آن بتوان صداى نبض را نيز ساخت و شنيد . اما موسيقى موسيقى نيز مانند هر زبان ديگرى داراى الفباى مخصوص به خود است . چون در موسيقى مدت زمان رسيدن يك صدا به گوش يا زمان سكوت بين اصوات مدّ نظر است ( ميزان كشش صوت و ميزان سكوت از نظر زمانى ) ، براى آن علائمى وضع شده است كه در تصوير زير ملاحظه مىشود : نام نت‌ها و سكوتها از چپ به راست : گرد ، سفيد ، سياه ، چنگ ، دولا چنگ ، سه‌لا چنگ ، چهارلا چنگ ، پنج‌لا چنگ معيار سنجش امتداد صوت در موسيقى چهار پاى سرباز در هنگام دويدن يا رژه است ( 1 ، 2 ، 3 ، 4 ) و براى آن علامت گرد را وضع كرده‌اند . به عبارت ديگر ، اگر صدايى به اندازه 4 ضربه امتداد داشته باشد آن را با نت گرد مىنويسند . بقيه علائم در حقيقت تقسيم دوتايى همين نت هستند ؛ يعنى اگر صدايى به اندازه دو ضرب امتداد داشت آن را با نت سفيد ؛ امتداد به اندازه يك ضرب را با نت سياه ؛ نيم ضرب امتداد را با چنگ ، يك‌چهارم امتداد را با دولا چنگ ، يك‌هشتم را با سه لا چنگ ، يك‌شانزدهم را با چهارلا چنگ ، و امتدادى به اندازه يك‌سىودوم گرد را با پنج‌لا چنگ نشان مىدهند . به بيان ديگر ، هر گرد معادل دو سفيد ، چهار