لطيف قزوينى

24

فوائد الطفية ( فارسى )

من الرّياضة . [ شربت نافع ماليخولياى مراقى ] مرطّبات : ترطيب دهند با مثل ماء الشّعير و فرّوج و بزغاله و برّه و پاجه و سمك رضراضى . حقنه مقرّر فرمايند از آب برگ چغندر و حلبه و امثال آن . و مقيّئ قرار دهند از آب گرمى كه در او طبخ شده باشد شبت و پودنهء نهرى و تخم ترب و نمك . و قوىتر را خردل سياه داخل نمايند . و با طعام ، خوردن ترب را جايز شمرند و تكرار در مسهل سودا نمايند در هفته يك مرتبه اقلا . استعمال حبّ اسطمخيقون « 35 » و افتيمون نمايند هرگاه در معده ورمى نبوده باشد . صفته : عود بلسان ، حبّ بلسان ، سنبل ، اسارون ، دارچينى ، بيخ اذخر ، زعفران ، مصطكى ، وج ، عصارهء افسنتين ، زراوند مدحرج ، نمك هندى مكد يك درهم ، صبر سقوطرى پانزده درم ، محموده ، غاريقون ، شحم حنظل مكد چهار درم ، كوفته با آب كرفس خمير كرده حب‌ّها سازند به قدر فلفل ؛ شربتى دو درم با آب گرم بنوشند . ايضا حبّ نافع اخلاط اربعه : تربد بيست درم ، بسفايج ده درم ، غاريقون مثله ، خربق سياه ، نمك هندى هر كدام يك درم و نيم ، اسطوخودوس هفت درم ، ايارج فيقرا پانزده درهم ، حبّ سازند ؛ شربتى سه درم يا چهار درم . مليّن خفيف : بادرنجبويه ، گل گاو زبان هر يك دو درم ، سنا و فلوس خيار چنبر هر يك پنج مثقال . امّا آنچه در امزجهء سكّان اقليم چهارم به نظر رسيده ، قدر شربت خيار چنبر كمتر از چهارده مثقال اثرى ندارد ، مگر آنكه مراد طبيب اثر فعل سنا بود ، نه فلوس . شربت نافع ماليخولياى مراقى ، اگر در مزاج حرارت نباشد و علّت ، احتراق خلط بلغم بود : تخم كاسنى ، تخم كرفس ، اصل السّوس ، عنب الثعلب ، گل سرخ ، اسطوخودوس ، انيسون ، شيرخشت ، روغن بادام ، به طريق معمول زمان از هر يك دو مثقال ؛ جز شيرخشت كه ده مثقال . نطول نافع مراق : بابونه ، تخم شبت ، افسنتين ، حبّ الغار ، فرنجمشك بجوشانند و صاف نموده با روغن سوسن بر هم زده بنوشند .

--> ( 35 ) . صورت صحيح و ضبط عامّ اين واژه در كتب معتبر طبّ كهن اصطمخيقون است ، نه اسطمخيقون . زنده‌ياد غلامرضا طاهر نيز در كتاب فرهنگ لغات طبّى يونانى در كتاب‌هاى فارسى آن را به چندين صورت ضبط كرده است كه هيچ كدام اسطمخيقون نيست . بنا بر كتاب ياد شده معناى لغوى اصطمخيقون ، Good for stomach ( مفيد براى معده ) است .