لطيف قزوينى
10
فوائد الطفية ( فارسى )
[ صداع ] * الصّداع كما قال و هو الم فى اعضاء الرأس « 13 » . آرى ، صداع دردى است در اعضاء سر ، كه ثمرش مايهء پريشانى خيال ، و اثرش علّت نقصان و زوال است . اگرچه ذكرش صداع مىافزايد ، ولى فكرش خالى از متاع مايهء دانشمندى و مسرّت نخواهد بود . على هذا از آنجايى كه الم وارده در رأس مسمّى به صداع است ، و صداع با تصديع در اخوّت و فتوّت همسر ، و با رنج و زحمت برادر و برابر است ، گاهى پاى از دايرهء قانون عدالت كه زاكون اخلاط اربعه است بيرون [ گذاشته ] و همواره در زيان و زبونى ، رهنمون طبيعت گشته و به واسطهء حرارت و برودت خارجى و داخلى زمام اختيار از دست گسسته ، گاهى به اشتراك معده جليس و انيس درد مىگردد و گاهى به متابعت خوذه و بيضه ، رفيق رأس مىشود . و در كلّ حالات ، وجود سبب خواهند و علامت جويند و از آن باب به باب علاجش پىبرند . [ صداع حار ساذج ] در علاج صداع حارّ ساذج كه از مجاورت آتش و حرارت شمس به هم رسيده و يا آنكه يكى از اسباب خارجه موجب حصولش گرديده : اوّلا مسكن نمايند در مساكن باردهء رطبه . مشمومات ببويانند از بنفشه و كافور و سيب و گلاب و سركه . و نطول كنند از آبهاى گرم فاتر كه طبخ شده باشد در آن اكليل و مرزنجوش . طلا نمايند از سركه و گلاب و روغن گل خام . غذا آش گشنيز يا آش ماش رغبت فرمايند . [ صداع حارّ غير ساذج ] صداع حارّ غير ساذج ، علامتش مقدّم بودن سبب است ، و قلق و تغيّر حواس و سوء فكر . علاجش : تبريد دماغ نمايند به اقراص متّخذه از انزروت و اقاقيا و صندل و حضض و گل نيلوفر و تخم كاهو با آب گشنيز ، و استعمال نكنند ادويهء حارّه مثل شنبليله و فلفل . و مأمور فرمايند به اقراص متّخذه از تخم خيار چنبر « 14 » و خيار سبز و كدو و گشنيز خشك و طباشير و تخم كاهو و خرفه با ترنجبين . و اشربه بياشامند از نيلوفر و تمر هندى و بنفشه و عنّاب .
--> ( 13 ) . لطيف قزوينى اين جمله را از كتاب قانون نقل كرده است . نجيب الدين سمرقندى همين تعريف را در كتاب الاسباب و العلامات بازگو كرده و نفيس ابن عوض كرمانى در شرح آن نكات باريك و ارزندهاى را شناسانده است . اين تعريف به فرهنگهاى طبى مانند كتاب الماء و بحر الجواهر نيز راه يافته است . ( 14 ) . در اينجا مراد تخم خيارزه است . نگاه كنيد به پانوشت شمارهء 17 .