لطيف قزوينى
11
فوائد الطفية ( فارسى )
و اطليه فرمايند از نيلوفر و صندل و حضض و ماميثا و خيار و قرع . و نطول نمايند از عصارات بارده چون خسّ و غيره . [ صداع به سبب سوء مزاج بارد ساذج از اسباب خارجى ( خبطه ) ] و هرگاه صداع از سوء مزاج بارد بوده باشد ، عروضش از هواى سرد و مصادفه با يخ و نزول در ماء بارد يا در آبهاى گرم معدنى [ است ] . چنين صداع را خبطه مىنامند و مىكشد اين صداع به سوى زكام . و علامتش ثقل حواس و ميل درد به سوى مؤخّر رأس و لذّت بردن از استعمال آبهاى گرم است . و علاجش نمىشود مگر به چيزهاى گرم بالفعل چون ظرفى از آب گرم به سر گيرند و يا نمك گرم كرده به سر بندند . جاورس كوفته با سركهء گرم كرده به طريق مذكور معمول دارند و نخاله را نيز برحسب مزاج با سركه و گلاب كماد كنند . و انكباب نمايند از آب گرم . و روغن به سر بمالند از روغن سوسن گرم و ياسمين گرم . و منضج مليّن بدهند از تخم خطمى و بنفشه و سپستان و تخم كتان . [ صداع به سبب سوء مزاج بارد ساذج از اسباب داخله ] و هرگاه بود صداع از اسباب داخله كه عارض شده باشد از شرب آب سرد و از آن جهت دماغ به مشاركت معده اذيّت ديده باشد ، علامتش سردى ملمس جلد و نفع بردن از جامه [ هايى است ] كه منع هواى سرد نمايند . علاجش نطولى است كه در آن پخته شده باشد در آن حشايش حارّه مثل بابونج و اكليل و سوسنبر و مرزنجوش و صعتر « 15 » و فوتنج و شيح ارمنى .
--> ( 15 ) . همان گونه كه در مقدّمهء اين بنده گفته شد اين واژه به دو صورت صعتر و سعتر در نسخهء خطّى نگاشته شده است . در برخى متون ديگر نيز همين گوناگونى ديده مىشود . اين واژه در الابنيه و مخزن و تحفه به صورت صعتر ضبط شده است ، و مصحّح نيز همين صورت را برگزيد . در پانوشت شمارهء 2 ص 41 كتاب الابنيه به تصحيح شادروان احمد بهمنيار نكتهء درسآموزى در مورد اختلاف نگارش آن آمده است كه عينا نقل مىشود : . . . به سين نيز نويسند ، لكن در طبّ بيشتر به صاد نويسند تا به شعير مشتبه نشود . مصحّح اصل اين جمله را در كتاب مخزن الادويه ( ذيل مدخل صعتر ) چنين يافت : . . . و سعتر به سين مهمله به جاى صاد نيز آمده و ليكن اطبّاء بيشتر به صاد مىنويسند تا ملتبس و مشتبه به شعير نشود . اين نكتهء هوشيارانه و دورانديشانه مىتواند راهنمايى براى شيوهيابى نگارش و تصحيح متون كهن طبّى باشد ، ازآنرو كه نشان مىدهد قدما در نوشتن متون طبّى هم چون و چراى اديبانه و هم بيم و پرواى طبيبانه داشتهاند و راههايى مىجستهاند كه راه را بر چنين كژتابىهاى لفظى ببندند و از خطاى پزشكان و زيان بيماران پيشگيرى كنند . شايد امروز بتوان اين ديدگاه را در حيطهء اخلاق پزشكى در آموزش پزشكى نيز مطرح كرد .