ياسنت لويى رابينو ( مترجم : جعفر خمامى زاده )
10
ولايات دارالمرز ايران ( گيلان ) ( فارسى )
چنين گفتهاند : هوا آنچنان ناسالم است كه مردم دربارهء آنهائى كه آمدهاند تا در اينجا حكومت كنند مىنويسند : « آيا اين مأمورين چيزى را غارت كردهاند يا كسى را به قتل رساندهاند كه آنها را به گيلان فرستادهاند ؟ » . اما آنان جنگلهاى اين دشت را در زيبائى بىنظير مىدانند . دامنههاى البرز به صورت ديوارهاى وسيع و شيبى جنگلى به طرف دريا كشيده مىشود ، و در همين قسمتها است كه مسيلها و تنگههائى خيال انگيز وجود دارد . به دشوارى مىتوان عظمت و تنوع جنگلهائى را كه همانند روپوشى زيبا تمام اين مسيلها و درهها را پوشانده است توصيف كرد و يا آنها را طبقه بندى نمود . برگ اكثر درختها در پائيز مىريزد . مسافرين در اين نواحى بلوط ، نارون ، چنار ، افرا ، زبان گنجشك ، زيزفون ، شمشاد ، گردو ، آلش ، سرو - كوهى و سرخدار كه نوعى از كاج است ديدهاند . شاخههاى موى وحشى به تنهء درختان مىپيچد و بالا مىرود . در اين قسمت رازك وحشى ، انجير ، گوجه ، گلابى و سيب وحشى فراوان است و همه جا از توتهاى وحشى ، نسترنهاى وحشى ، پيچك و گلهاى سرخ پوشيده شده است . جائى كه درخت غان و شمشاد ديده مىشود با بيشههائى زينت مىگيرد . هنگام بهار بنفشه ، پامچال و ديگر گلهاى جنگلى زمين جنگل را به صورت فرشى زيبا مىپوشاند . اين گلها را در منطقهء معتدلهء جنوبى نيز مىتوان ديد ، ولى اين مقايسه با هند شرقى يا هند غربى به علت وجود آب و هواى خاص آن مناطق و اثر آنها در پرورش اين گلها درستتر به نظر مىرسد . گياهان اين سرزمين از نوع گياهان جنوب اروپا با شرايط آب و هوائى همانجا است و بايد رطوبتى را كه به ندرت در خارج از منطقهء حاره ديده مىشود به آن اضافه نمود . حيوانات اين ناحيه مانند حيوانات دشتهاى جنگلى عرضهاى بالاى جغرافيائى يعنى مناطق نزديك به قطب است .