ياسنت لويى رابينو ( مترجم : جعفر خمامى زاده )
9
ولايات دارالمرز ايران ( گيلان ) ( فارسى )
از گياهان گنديده ، بخارات مسموم و زيان آورى متصاعد مىگردد . وجود حشرات و خزندگان فراوان هواى آنجا را ناسالم كرده است ، و ابرى از پشهها و حشرات در هوا موج مىزند . در حاشيهء آن طرف مرداب ، جنگل وسيعى به طرف داخل اين منطقه كشيده شده و با فاصلهاى كه از سه تا سى كيلومتر تغيير مىكند ، تا پاى كوهها ادامه مىيابد . مسافرين از اين راههاى باريك و درهم جنگلى ، كه فقط ده نشينهاى اين منطقه آنها را مىشناسند ، جز به كمك راهنما نمىتوانند عبور نمايند . انبوه كلبهها در اين جنگل ناسالم ميان درختها پنهان شدهاند . گاهگاهى مىتوان مناطق وسيعى را ديد كه زير كشت چغندر ، پنبه ، و برنج قرار گرفتهاند . هيچ اروپائى قادر نيست در چنين منطقهء مرطوبى ، كه فاقد هواى حيات بخشى است ، براى مدت مديدى اقامت نمايد و بىشك احساس خفقان خواهد كرد . ساكنان اين منطقه كه بومى اين نواحىاند به امراضى مانند تب ، استسقاء و درد چشم مبتلا هستند ، و نمىتوان تصور كرد كه ضعف و نرمى استخوان اين مردم ارثى باشد . آنچه براى ساكنان بومى گيلان و مازندران قابل تحمل است ، براى اشخاص ديگر خالى از خطر نيست . ضرب المثلى محلى كه اقتباس مضحكى از يك مثل ايتاليائى است مىگويد : « گيلان را ببين و بمير . » بيش از دويست سال است كه تاورنيه « 1 » Tavernier و شاردن « 2 » Chardin
--> ( 1 ) - Tavernier - Jean - Baptist سياح فرانسوى ( پاريس 1605 - 1689 ) . وى در ممالك عثمانى و هند و ايران سياحت كرد و خاطرات خود را در سفرنامهء خويش منتشر نمود . ( فرهنگ معين ) ( 2 ) - Jean - Chardin سياح فرانسوى ( تولد پاريس 1643 وفات لندن 1713 ) . وى در فاصلهء سالهاى 67 - 1664 دو بار به ايران سفر كرد و هر بار شش سال در اين كشور اقامت نمود . سفر نامهاى به نام : ( Voyage en perse et aux lndes orientales دارد كه در آن اطلاعاتى سودمند از عهد صفويه مندرج است . ( فرهنگ معين )