ياسنت لويى رابينو ( مترجم : جعفر خمامى زاده )

4

ولايات دارالمرز ايران ( گيلان ) ( فارسى )

و عرض آن از 25 كيلومتر تا 105 كيلومتر تغيير مىكند . در حملهء مغول ، گيلان داراى دوازده شهر بود ، كه در هر يك اميرى مستقل حكومت مىكرد . اين سرزمين بعدها بوسيلهء هشت تن از اميران كه استقلالى نداشتند اداره مىشد « 1 » . ريشهء اسم ولايت در لهجهء محلى بيه Bia به رودخانه يا ساحل رودخانه اطلاق مىشود . سفيد رود اين ناحيه را به دو قسمت تقسيم مىكند كه به نام بيه پيش Bia - Pis و بيه پس Bia - Pas و يا روپيش و روپس Rupas يا پسا گيلان Pasa gilan خوانده مىشود . لاهيجان و رشت در طول زمان پايتخت آن دو قسمت گرديده‌اند . در قرن چهارم هجرى ( قرن دهم ميلادى ) [ در عصرى كه مقدسى كتاب خود را نوشته است ] ، و يا دوره‌اى كه خاندان بويه در اوج قدرت خود بوده است ، تمام گيلان ، همچنين ولايات كوهستانى مشرق و طول ساحل درياى خزر ( طبرستان ، گرگان و قومس ) ضميمهء ولايت ديلم بود ، ولى در دوره‌هاى اخير ولايات شرقى [ از آن ] مجزا شد . نام ديلم بعدها در اثر عدم استقلال از بين رفت و دشتهاى دلتاى سفيد رود نام خود را به مجموعهء نواحى مجاور داد ، و

--> ( 1 ) - ملوك بيه پس لباسشان تا اندازه‌اى ظريف است ، و به مناسبت حاصل الكاى خود كه چندان نيست ، چون مملكتشان كم وسعت است و ماليات و حقى نمىگيرند محصولشان هم چندان نيست . سلاطين مذكور طبلخانه دارند ، و هنگام بيرون رفتن بر اسبى باركبهء سلطنتى سوار مىشوند ، و حاجب و سلاحدار و جمدار و اسب يدكى همراه دارند . يك امير متعاقب خود چهار يا پنج نفر سپاهى يا بيشتر در سفر همراه دارد . لباسشان اقمشهء اسلاميه است . آستين تنگ و تخفيفه ، يعنى دستار كوچك و كمربند ، بر اسبهاى خوب ، با زينهاى موشح از نقره سوار مىشوند . لباس عامه مردم خيلى شبيه لباس سپاهيان خوارزم است . پادشاهان در خارج از كاخ خود مكانى پوشيده از سبزه كه وسط آن قصرهاى كوچكى از چوب ترتيب داده‌اند و در مواردى كه بايد تشريفات خاصى رعايت شود يا براى دادخواهى در آن مىنشينند . از : « مسالك الابصار فى ممالك الامصار »