ابراهيم اصلاح عربانى

149

كتاب گيلان ( فارسى )

كشور است . استان گيلان در حال حاضر داراى 31 شهر است ، به استثناى رودبار كه در كوهپايه قرار دارد بقيه شهرهاى آن در ناحيه جلگه‌اى مستقر هستند و اين بارگذارى شهرى - جمعيتى در فضاى محدود جلگه ، خود از مهمترين منابع تهديدكننده كشاورزى به‌شمار مىرود . شهرهاى گيلان در نواحى جلگه‌اى به سرعت متورم و پرجمعيت مىشوند . اين جمعيت در كنار زيست و فعاليت خود به تناسب بزرگى و كوچكى شهر سهم سرانه‌اى در توليد زباله و فاضلاب دارد . با توجه به اين‌كه كليت محيط جغرافيايى استان گيلان يك اكوسيستم بسته است ناگزير فاضلابهاى دفع شده و زباله‌ها در همان محيطى تخليه مىشوند كه فعاليت كشاورزى از آن تغذيه مىكند . فيلتراسيون طبيعى محيط تاكنون از بروز واكنشهاى ناهنجار تا حدودى جلوگيرى كرده است ، اما نشانه‌هاى خطر را مىتوان در اراضى پائين‌دست رشت و لاهيجان و فومن و تالش به روشنى مشاهده كرد . تخليه فاضلابها به رودخانه‌هاى منطقه و دفن زباله با اصول غيرفنى در هرجا كه پيش آيد پيامدهائى به دنبال دارد كه هنوز بر ابعاد آنها آگاهى چندانى نداريم . اما از خطر مزبور گريزى نيست و اگر چنين پيش رود آسيبى بر محصولات كشاورزى وارد خواهد شد كه دفع آن ساليان دراز وقت مىخواهد و به سرمايه‌اى كلان نياز دارد . از طرف ديگر ايجاد صنايع نامأنوس با محيط جغرافيايى و ظرفيت اكولوژيكى آن مانند صنايع شيميايى ، الكترونيكى و نظاير آنها با فاضلابهاى صنعتى و پسابهاى آلوده و تنگناهاى فنى پالايش همچنان‌كه در سالهاى گذشته به كرات شاهد آن بوده‌ايم خطرى است جدى و تهديدآميز براى كشاورزى و سپس براى افراد كشاورز . چرا كه روستائيان هنوز آب مورد نياز شستشوى و حتى آب آشاميدنى خود را از چاههائى به دست مىآورند كه عمق نسبتا كمى دارند و منبع تغذيه اين چاهها اغلب آبهاى نفوذى پسابهاى زراعى آلوده به مواد شيميايى است . دور كوتاه و نيمه‌بسته مصرف آب در طبيعت روستائى گيلان آب كشاورزى و مصرفى خانگى را با فاصله كوتاه در كنار هم قرار داده و آلودگى اين‌يكى ناگزير آلودگى آن ديگر را نيز به دنبال دارد . چهارمين عامل بحران كشاورزى در گيلان كه با توسعه كشتزارها امكان بروز آن افزايش يافته كمبود آب براى آبيارى است . نوسانهاى اقليمى در گيلان زياد است و به تبع آن امكان تغيير در ميزان بارش فراوان . در سالهائى كه ذخيره برف در ارتفاعات به مقدار كافى نمىرسد ، رودخانه‌هائى كه غالبا فصلى هستند با مشكل كاهش شديد جريان آب مواجه مىشوند . از طرف ديگر وابستگى كشتزارهاى قديم و جديد به اين منابع آبى غيرقابل اجتناب است زيرا كشت برنج و ديگر محصولات سالانه شديدا به آب مدام و يا مقطعى وابسته است . تقويم وقايع ثبت شده در گيلان به كرات از بروز خشكساليها خبر داده است « 54 » و بسيارى از گيلانيها خاطرات تلخ آن را هنوز به ياد دارند . از همين‌رو مسئله مهار آبهاى سطحى كه تنها در بستر رودخانه سفيدرود مهار شده است ضرورتيست اجتناب‌ناپذير . بسيارى از رودخانه‌هاى اصلى منطقه در سرشاخه‌هاى كوهستانى خود به خوبى امكان مهار كردن و ذخيره‌سازى آب را فراهم كرده‌اند . مهار اين آبها مىتواند خطر بروز خشكسالى را بر طرف كرده و در همين حال با تأمين منابع آب مطمئن ، برق مورد نياز منطقه را نيز فراهم كند . آمار دبى بسيارى از رودخانه‌ها و حجم تخليه سالانه آنها از حد نصاب لازم براى ذخيره‌سازى به مراتب فراتر مىرود . اگر حوزه آبيارى سد سفيدرود را در نظر نگيريم بقيه حوزه‌هاى آبيارى رودخانه‌ها بالقوه در معرض تهديد كم‌آبى قرار دارند . در سالهاى اخير استفاده از موتورپمپهاى بزرگ و كوچك براى آبيارى مزارع نوآباد موجب پايين رفتن سطح آبهاى زيرزمينى و خشكيدن چشمه‌ها و چاههاى خانگى شده است . اين بهره‌بردارى بىرويه نيز از پيامدهاى مسئله‌آفرين به دور نيست . وضعيت كنونى كشاورزى گيلان با روند شكوفائى كه در طى سالهاى اخير آغاز كرده نويدهاى اميدواركننده‌اى به دست مىدهد . منزلت اقتصادى حاصل فعاليتهاى كشاورزى اعتبار آسيب‌ديده اجتماعى آن را به تدريج تجديد كرده و از اين طريق با جذب نيروهاى فعال جديد در بخش كشاورزى تداوم آن‌را تضمين مىكند . اين حركت خودجوش كه به ضرورت زمان و نه تدبير ، آغاز شده لااقل از اين به بعد به مديريتى هشيارانه و مسئولانه نياز دارد . گيلان ديگر تبعيدگاه اقليمى دوران قاجار نيست ، بلكه در زمره فعال‌ترين و پرجاذبه‌ترين مناطق اين كشور است . قلب طپنده گيلان ، كشاورزى آن است كه شريانهاى حياتى اقتصاد منطقه و بخشى از كشور را فعال و زنده نگهداشته است . از اينرو هم به لحاظ اهميت اقتصادى و هم به ضرورت استراتژى توسعه لازم است كه كشاورزى گيلان در محور برنامه‌ريزى منطقه قرار گيرد . تنها به اين نبايد بسنده كرد و دلخوش بود كه كشاورزان گيلان سختكوشانه در تلاشند . كشاورزى همانند ديگر سياستهاى اقتصادى به رهبرى و هدايت و آينده‌نگرى در افقهاى درازمدت نياز دارد و اين ممكن نيست مگر آن‌كه نيروهاى علمى و فنى براى ارائه خدمات مورد نياز كشاورزى به خدمت گرفته شوند و با سازماندهى اصولى دستاوردهاى علمى خود را در اختيار بخش كشاورزى قرار دهند . كشاورزى فعاليتى است بسيار حساس و آسيب‌پذير . به همين دليل مديريت بر آن به مراتب مشكلتر از اشتغال به آن است . تجربه ناكاميها و شكستهاى پرورش كرم ابريشم در گيلان ، كه روزگارى از رونق و شهرت جهانى برخوردار بود و بازارهاى روسيه و ايتاليا و انگليس و فرانسه را در اختيار داشت ، ناشى از كاهلى و سستى نوغانداران گيلان نبود بلكه از سوء مديريت و عدم مراقبت مسئولين در ارائه يك استراتژى صحيح براى تداوم اين فعاليت ناشى مىشد و باز هم چنان‌چه كشاورزى شكوفاى گيلان درست هدايت نشود همان خطرها كماكان در كمين نشسته و منتظر فرصت مانده‌اند . 10 - تحولات سطح زير كشت ، عملكرد و توليدات كشاورزى در استان گيلان از اوائل دههء 1360 تحولات محسوسى در ساختار كشاورزى ايران به طور عام و گيلان به‌طور خاص به‌وجود آمد . نخست اين‌كه با فروپاشى ارزشهاى كاذب زندگى و معيشت شهرى ، جامعه روستائى تا حدودى از موضع انفعالى تاريخى خود در مقابل جامعه شهرى بيرون آمد و ديگر اين‌كه مشاغل

--> ( 54 ) . تقويم دموگرافيك وقايع ايران ، شماره گيلان ، حبيب الله زنجانى و مهدى امانى .