ابراهيم اصلاح عربانى

150

كتاب گيلان ( فارسى )

كشاورزى كه در نتيجهء تشويق و تبليغ زندگى شهرى به شدت اعتبار اجتماعى خود را از دست داده بودند ، مجددا فرصت يافتند كه جائى براى خود بازيابند . اين تحول فرهنگى كه برخاسته از فرهنگ اجتماعى و باورهاى اخلاقى جامعهء كشاورزى و نه حاصل يك سياستگزارى اقتصادى بود ، موجب شد كه گرايش به فعاليتهاى كشاورزى در ميان عناصر شهرى و تحصيلكرده‌هاى روستائى افزايش يابد . بدين‌ترتيب نوجوانان و افرادى كه روزگارى از اشتغال به كار كشاورزى ، به دليل كاهش منزلت اجتماعى آن ، اكراه داشتند ، و مشاغل ادارى در شهرها را ترجيح مىدادند با درك جديدى از اعتبار بخش كشاورزى و بهره‌ورى اقتصادى آن ، همچنين محدوديت استخدامى در سازمانهاى ادارى به اين بخش روى آوردند . در وهلهء نخست اين عامل ، بخش كشاورزى را از انزواى اجتماعى بيمارگونه بيرون آورد و نيروى فعال و نسل جديدى را به بدنهء اجتماعى آن پيوند داد . يكى از علل تحول در بخش كشاورزى احياى اعتبار اقتصادى و ارزشهاى مادى حاصل از آن بود . در سالهاى قبل از انقلاب ، اتكاء ناموجه اقتصادى به درآمدهاى ناشى از فروش نفت خام و مصرف اين درآمدها براى واردات محصولات كشاورزى ، هرگونه اطمينان و پشتوانه كشش بازار را از توليد كنندگان داخلى سلب كرده بود . محصولات كشاورزى وارداتى از انواع مركبات ، برنج ، گندم ، ميوه ، لبنيات ، گوشت و نظاير آنها ، اغلب با اشباع بازارهاى داخلى ، هرگونه انگيزهء مادى براى توليد را در بطن خفه مىكرد . سياستهاى توسعهء كشاورزى نيز تنها در قالبهاى محدودى طراحى و اجرا مىشد و بدين‌جهت شمول فراگير نداشت . بخش كشاورزى با استفاده از اين فرصت تاريخى موفق شد موقعيت و اعتبار اجتماعى و اقتصادى از دست رفته خود را تا حدود زيادى بازيابد . روى آورى مجدد به زراعت و كشت و كار از نشانه‌هاى محسوس و ملموس اين تحول بود . اين اتفاق در گيلان با شدت و شتاب بيشترى روى داد . چرا كه از يكطرف زمينه‌هاى لازم براى كشاورزى موجود بود و از طرف ديگر زمينهاى متروكه و باير فراوانى وجود داشت كه با اندك سرمايه‌گذارى مىتوانست به زير كشت رود . شروع جنگ و محدوديت واردات محصولات كشاورزى ، همچنين تاكيدهاى مستقيم و غيرمستقيم بر حمايت از توليدات داخلى ، تعادل عرضه و تقاضاى داخلى را كه تا پيش از آن با ورود محصولات خارجى به بازار داخل ، به صورت مصنوعى برقرار مىشد ، به شدت برهم زد . قانونمنديهاى جديدى در نظام عرضه و تقاضا مطرح شدند و سوبسيدهاى نامرئى كه براى برخى اقلام پرداخت مىشد ، از بين رفت و در نتيجه بسيارى از محصولات كشاورزى كه قيمت آنها سالها تغيير محسوس نكرده بود ، به قيمتهاى واقعى خود نزديك شده ارزش اقتصادى خود را بازيافتند . در گيلان اين تحولات اثرى مضاعف داشت . چرا كه واردات اقلامى كه گيلان توليدكنندهء اصلى آن بود ، محدود شد ، اقلامى نظير برنج ، مركبات ، چاى ، زيتون ، ابريشم و توتون و . . . اين روند براى كشاورزان قديم و نوپاى گيلانى انگيزه‌هاى مادى و اقتصادى جديدى را به وجود آورد كه تحول در سطح زير كشت ، عملكرد و افزايش ميزان توليدات حاصل مستقيم آنهاست . بازتاب اين موازنه اقتصادى مثبت به نفع كشاورزان ، انعكاسى وسيع در نوسازى مساكن روستائى در گيلان داشت كه همه شاهد آن هستند . واحدهاى بهره‌بردارى كشاورزى در گيلان كوچك و پراكنده‌اند . ليكن بسيارى از خانوارها در كنار زراعت خود ، فعاليتهاى جنبى كشاورزى از قبيل سبزى كارى ، تره‌بار ، صيفى ، نگهدارى طيور و دام بزرگ ، پرورش كرم ابريشم ، زنبوردارى و مانند آنها را انجام مىدهند . مجموعهء درآمدهاى اقتصادى پولى و غيرپولى حاصل از اين فعاليتها از يك سو ، وابستگى كشاورزى گيلان را به بازارهاى شهرى كاهش مىدهد و از سوى ديگر آنان را از خريد اين‌گونه محصولات بىنياز مىسازد . مضافا اين‌كه با فروش مازاد محصولات مزبور توليدكنندگان به درآمدى بيشتر نيز دست مىيابند . مجموعه اين فعل و انفعالات كه با پيچيدگى خاصى در بدنهء جامعه كشاورزى گيلان عمل مىكند ، تحولاتى را در نظام زراعى و كم‌وكيف آن به وجود آورده كه هم مشاهدات عينى و هم آمارهاى رسمى مؤيد آنها هستند . امروزه در گيلان تقريبا زمين بايرى كه داراى هويت كاربرى تعريف شده‌اى نباشد ، وجود ندارد . در امتداد سفيدرود و ديگر رودهاى بزرگ گيلان شاهد هستيم كه حتى تراسهاى رودها نيز به زير كشت رفته‌اند . در مناطق كوهستانى و كوهپايه‌اى كه عامل ارتفاع ، مرز كشت برنج را محدود مىكند ، كشت محصولات تجارى كشاورزى از قبيل لوبيا ، سيب‌زمينى و پياز در حوالى لوشان ، گردو فندق در رودسر ، توتستان ، توت‌فرنگى و هندوانه‌كارى در كناره‌هاى تالاب انزلى و صومعه‌سرا ، چهرهء جديدى از چشم‌اندازهاى كشاورزى گيلان را ارائه مىدهند كه در مقايسه با دو دههء گذشته ، نشانهء تغييرات اساسى در بنيان زراعى اين منطقه است . افزايش سطح زير كشت برنج به 000 ، 230 هكتار در سال زراعى 72 - 1371 با بهبود نسبى عملكرد آن يعنى 3716 كيلوگرم در هكتار ، موجب شده است كه ميزان توليد برنج استان از مرز 000 ، 854 تن در سال تجاوز كند . در همين حال نبايد فراموش كرد كه بهينه‌گزينى در نوع كشت براى دستيابى به محصول بهتر و بيشتر تقريبا در همهء زمينه‌ها توسط كشاورزان انجام مىگيرد . به همين ترتيب در مورد توتون ، چاى ، مركبات ، زيتون ، بادام‌زمينى ، گردو ، فندق و انواع صيفى شاهد تحولات كيفى و كمى در توسعهء سطح زير كشت و ميزان توليد و عملكرد در هكتار هستيم . تنوع محصولات كشاورزى در گيلان و گرايش به نوعى تخصص‌گرائى در توليد اقلام معين از جمله ويژگيهاى كشاورزى است كه در گيلان شاهد آن هستيم . از آن جمله گرايشهاى جديد در توليد فندق و گردو ، ميوه‌هاى درختى مانند گيلاس ، گوجه‌سبز ، ازگيل ، بادام‌زمينى و توسعهء توتستانها از جمله ويژگيهاى مهم در تحول بخش كشاورزى گيلان است . براى اثبات و نشان دادن روند اين تحولات ، آمارهاى كشاورزى مربوط به سال زراعى 72 - 1371 يعنى آخرين سال زراعى قبل از آماده شدن اين نوشته براى چاپ ، از مراكز مسئول اخذ و پس از مقايسه و بررسى آنها ، مورد تجزيه و تحليل قرار گرفته‌اند . جدولهائى كه در انتهاى اين بخش از كم‌وكيف فعاليتهاى كشاورزى تنظيم شده مستندات آمارى مجموعهء تحولاتى هستند كه