ابراهيم اصلاح عربانى

711

كتاب گيلان ( فارسى )

عنوان استاد تمام‌وقت دانشكده زبانهاى خارجى دانشگاه تهران به تدريس زبان و ادبيات فرانسه مشغول است . ضمن تدريس كتابهاى سودمندى را براى دانشجويان رشتهء زبان فرانسه تأليف كرد و نيز آثار ارزنده‌اى را از نويسندگان و شاعران بزرگ فرانسه به فارسى برگردانيد . فهرست تأليفات و ترجمه‌هايى كه از وى تاكنون به چاپ رسيده به قرار زير است : الف - آموزش زبان فرانسه : روش نو در آموزش زبان فرانسه . فرهنگ مكالمه . فرهنگ اصطلاحات و تعبيرات . واژگان نوآموز دستور زبان فرانسه . كليد زبان فرانسه . فرهنگ زبان كوچه . زبان فرانسه گام‌به‌گام در 4 جلد . ب - نقد : نقد تفسيرى ، نقد تكوينى . تفسيرى بر سرخ و سياه استاندال . تفسيرى بر بيگانهء كامو . تفسيرى بر غثيان سارتر . سبك‌شناسى ساختارى . مارسل پروست در آئينهء آثارش . نامه‌هاى راهبهء پرتغالى اثر گيلراك . ج - قصه : زمين ، نوشته زولا . سهم سگان شكارى ، زولا . دارايى خانواده روگن ، زولا . هفتهء مقدس ، 2 جلد ، اثر لوئى آراگون . خدايان تشنه‌اند ، اثر آناتول فرانس . شكار ، اثر موريس ژنوآ . قصهء كودكان . ستاره و كودك ، نوشتهء دانيل هاله‌وى . د - نمايش : تجربهء نمايش ، نوشتهء اوژن يونسكو . دختر دم بخت ، اثر اوژن يونسكو . آوازخوان طاس ، اثر اوژن يونسكو . ه - شعر : اى آزادى ، اثر الوآر . فخرائى ، ابراهيم ابراهيم فخرائى نويسنده و محقق و مبارز راه آزادى به سال 1317 هجرى قمرى برابر با 1279 شمسى ديده به جهان گشود و روز شانزدهم بهمن 1366 راهى ديار ابديت گرديد . جعفر خمامىزاده در مورد آغاز كار فخرائى در يادنامهء او چنين مىنويسد : « سالهاى حكومت احمد شاه قاجار بود كه جنگ جهانى اول پاى سربازان روس و انگليس را به اين كشور بازكرد . رفتار وقيحانه و جنايات آنها كه ناشى از ضعف حكومت مركزى ايران و مخالفت با روحيه استقلال‌طلبى مردم ما بود سبب تشكيل كانون انقلابى جنگل گرديد . انقلاب در گيلان حال‌وهواى ديگرى داشت . فخرائى كه در آن روزها فقط شانزده سال از عمرش را پشت سر گذاشته بود مىديد كه چگونه مجاهدين گيلان با قزاقان روس درگير بودند ، و اولين‌بار كه در مسجد جامع رشت به سخنرانى مجاهد آزاده ميرزا حسين خان كسمائى گوش مىداد خود شاهد اين درگيريها بود . دردى كه از اين ناروائيها بر دلش نشست باعث شد تا از نيمه راه تحصيل ، در گوراب زرمخ به ديدن ميرزا برود . شيفته گفتارش گرديد و به انقلابيون پيوست . نخست منشى مخصوص ميرزا و كمى بعد سرپرست معارف جنگل شد و از اين راه بود كه توانست به همهء جريانهاى جنگل وقوف يابد . . . سندها و مداركى را ديد كه بعدها براى او دستمايه‌اى شد تا در تأليف كتاب ارزنده سردار جنگل از آنها بهره گيرد . » فخرائى پس از خاموش شدن نهضت جنگل مدتى در اختفا بسر برد و روزهاى سختى را گذرانيد . در سال 1301 فعاليتهاى سياسى و اجتماعى خود را با انتشار روزنامه پيام از نو آغاز كرد . در « فهرست روزنامه‌ها و مجلات ايران » رساله دانشگاهى سيد باقر مهنا در مورد اين‌روزنامه چنين آمده است : « روزنامه پيام در شهر رشت و به صاحب امتيازى ابراهيم فخرائى در سال 1301 شمسى به طور هفتگى منتشر شده است . ناشر از آزاديخواهان گيلان بوده و روزنامه خود را براى بيدارى توده زحمتكش منتشر نموده . » قبل از انتشار پيام فخرائى به كار تدريس در مدارس رشت اشتغال داشت و مدتى پس از تعطيل پيام به سردبيرى روزنامهء طلوع برگزيده شد . نخستين شماره طلوع در 1302 انتشار يافت و تا 1304 كه به محاق توقيف افتاد 69 شماره منتشر ساخت . در سال 1306 شمسى همكارى با هيئت مؤسس جمعيت نشر فرهنگ گيلان را آغاز كرد و با كمك ساير افراد هيئت كتابخانهء ملى رشت را بنياد نهاد كه از آن زمان تاكنون مورد استفاده و محل مراجعه اهل مطالعه و تحقيق و جويندگان علم و ادب است . فخرائى در دىماه همين سال مجلهء فروغ را منتشر ساخت اما اين مجله ارزنده پس از انتشار دوازدهمين شماره در محاق تعطيل افتاد . هنگامىكه على اكبر داور وزير عدليه وقت براى تربيت قضات شايسته كلاسهاى قضائى را تأسيس كرد فخرايى نيز به تكميل معلومات خود پرداخت و دوره 2 ساله كلاسهاى مزبور را با موفقيت به پايان رسانيد . پس از اتمام تحصيل وارد خدمات قضائى شد و در سمتهاى مختلف از جمله رياست دادگسترى استان انجام وظيفه كرد . پس از بازنشستگى به كار وكالت اشتغال ورزيد . او در تمام دوران عمر به كار تحقيق و تأليف سرگرم بود و حاصل كار او آثار ارزنده‌اى است كه همواره در شمار مراجع و مآخذ معتبر باقى خواهند ماند . از جمله آثار او كتابهاى سردار جنگل ، گيلان در جنبش مشروطيت ، گيلان در گذرگاه زمان ، گيلان در قلمرو شعر و ادب ، گزيده ادبيات گيلكى و چند اثر چاپ نشده ديگر است . « فخرائى به گيلان سرزمين زادگاهش عشق مىورزيد ، هواى گيلان و مردم بىريا و صميمى آن را پيش از آن‌كه به جنگل راه يابد دوست مىداشت ، عاشق تاريخ ، هنر و ادبيات و سنتهاى اجتماعى گيلان بود . » به سائقه همين عشق بيشتر پژوهشهاى او در مورد گيلان و در زمينه‌هاى مختلف گيلان‌شناسى بود . فخرائى بزرگ مردى مبارز ، ميهن‌پرست ، شجاع و دانشمند بود . كتاب سردار جنگل را زمانى منتشر ساخت كه شاه در كتاب خود تحت عنوان مأموريت براى وطنم ميرزا كوچك خان را ياغى و طاغى و فردى سركش و ماجراجو معرفى كرده بود . فخرائى اين كتاب را در اوج قدرت شاه وسيلهء پست براى دكتر مصدق به احمدآباد تبعيدگاه او فرستاد و باآن‌كه از سانسور ساواك شاه بىخبر نبود به خط خود در صفحهء اول كتاب نوشت : « هديه خونين و غرورانگيز آزاديخواهان گيلان به رهبر رادمردان و سرور آزادگان ايران » روانش شاد باد كه افكار و آثارش براى همه آزادمردان گيلان غرورانگيز و افتخارآميز است .