ابراهيم اصلاح عربانى
700
كتاب گيلان ( فارسى )
تحصيلات ابتدائى و متوسطه را در زادگاه خود گذرانيد . وى از دانشگاه تهران موفق به اخذ درجهء فوق ليسانس در رشتهء جامعهشناسى گرديد . آنگاه به فرانسه رفت و در همين رشته از دانشگاه سوربن درجهء دكترى گرفت . دكتر خسروى تا سال 1366 به عنوان دانشيار در دانشكدهء علوم اجتماعى دانشگاه تهران به تدريس اشتغال داشت . آخرين سمت او سرپرستى بخش روستائى اين دانشكده بود . دكتر خسروى از سال 1366 در بنياد دايرة المعارف اسلامى مشغول به كار شد و از سال 1371 مديريت گروه جغرافياى اين بنياد را عهدهدار گرديد . آثارى كه تاكنون از وى به چاپ رسيده عبارتند از : جزيرهء خارك در دورهء استيلاى نفت ، جامعهشناسى روستايى ايران ، نظامهاى بهرهبردارى از زمين ( از ساسانيان تا سلجوقيان ) ، پژوهشى در جامعهء روستايى ايران ، مسئلهء ارضى و مسئله دهقانى ، مزدك ، جامعه دهقانى در ايران ، دهقانان تهىدست ، دهقانان توانگر ، دهقانان خردهپا ، جامعهشناسى ده در ايران . افزون بر كتابهاى يادشده ، مقالاتى از او به زبان فارسى و فرانسه به چاپ رسيده است . خمامىزاده ، جعفر استاد خمامىزاده به سال 1299 در رشت متولد شد . تحصيلات ابتدائى و متوسطه را در زادگاه خود و تحصيلات دانشگاهى را در دانشسراى عالى به پايان رسانيد و موفق به اخذ درجهء ليسانس در رشتهء تاريخ و جغرافيا و علوم تربيتى گرديد . پس از فراغت از تحصيل به كار تدريس پرداخت . طى دوران خدمت در آموزشوپرورش مشاغل مختلفى از قبيل رياست دبيرستان ، رياست ادارهء امتحانات ، رياست ادارهء تربيت معلم و نيز رياست امور دانشجويان مدرسهء عالى بازرگانى رشت را بر عهده داشت . خمامىزاده از محققان ، نويسندگان و مترجمان فاضل گيلان است . معروفترين اثرى كه توسط وى از فرانسه به فارسى ترجمه شده « ولايات دار المرز ايران ، گيلان » اثر رابينو است كه ابتدا توسط بنياد فرهنگ ايران انتشار يافت و چندبار تجديد چاپ شد . خمامىزاده 2 اثر ديگر از همين محقق فرانسوى ترجمه و منتشر كرده است كه عبارتند از : « روزنامههاى ايران از آغاز تا سال 1329 هجرى قمرى » ، « صنعت نوغان در ايران » . همچنين وى 3 اثر ارزندهء ديگر را نيز به فارسى برگردانده و آماده چاپ كرده است كه به زودى انتشار خواهند يافت « گويش گيلكى » اثر كريستنسن ، « درياى خزر » پاياننامهء تحصيلى دكتر مفخم پايان و « برنج در گيلان و ولايات جنوب درياى خزر » . در مورد كتاب درياى خزر مترجم فاضل تنها به كار ترجمه قناعت نكرده بلكه با مراجعه به مدارك و اسناد گوناگون اثرى شايسته تدوين نموده كه به عنوان مأخذ و منبعى معتبر در اين زمينه مورد استفاده دانشپژوهان قرار خواهد گرفت . دهقان ، اسماعيل اسماعيل دهقان ، وارسته مردى آزاده و شاعرى صاحبدل بود كه به سال 1304 هجرى قمرى برابر با 1267 خورشيدى در رشت ، در خانواده حاج ميرزا ابراهيم خان پا به جهان هستى نهاد و در مدرسهء حاج حسن كه پدر بزرگش در بازارچهء سبزهميدان رشت بنياد نهاده بود ، همزانو با شادروان كوچك جنگلى به تحصيل دانش پرداخت . هنگام قيام مردم به خاطر مشروطيت ، دهقان جوان در صف آزادى - خواهان جاى گرفت و براى آزادگى و نجات ملى فداكاريهايى را متحمل گرديد . مستبدين گرفتارش كردند و از زادگاهش تبعيد نمودند . بعد از استقرار مشروطيت نيز دهقان به مبارزه ادامه داد ، چون مىديد هم مشروطيت آن آرزوى غايى ملت را برآورده نساخته و هم روس و انگليس دست از تعدى و آز خويش برنداشته و با كشور و مردمش معامله مستعمره و مستعمرهنشينان را انجام مىدهند . دهقان چون نداى ميرزا را براى آزادى و استقلال شنيد ، سرازپا نشناخت ، به نهضت جنگل پيوست و تا آخرين لحظه همگام پاكبازان جنگلى با بردگى و بندگى ستيز كرد . مقالات و اشعار او در روزنامهء جنگل ارگان نهضت جنگل منتشر مىشد و او خود مديريت چند شمارهء آخر روزنامه مزبور را به عهده داشت . در سال 1323 هجرى شمسى اولين انجمن ادبى گيلان تأسيس شد و دهقان رياست آن را به عهده گرفت . وى به سال 1325 شمسى چشم از جهان پوشيد . ديوان دهقان توسط فرزندش فريدون دهقان در سال 1330 به چاپ رسيد . اشعار زير از اوست : آه كه خصم جنوب عربده آغاز كرد * شكست قانون رحم مخالفت ساز كرد كينه ديرينه را عاقبت ابراز كرد * به روى ايرانيان در ستم بازكرد طعنه او از جنوب حمله روس از شمال * * * اورمزدا از چه ما با هم به كين و دشمنيم * تارك فرمان يزدان پيرو اهريمنيم جملگى از جان و دل خواهان مزد بىعمل * از گداطبعى به هركس دست اندر دامنيم بر قوى بازوتر از خود لابه گر چون روبهيم * ليك بر بيچارهتر از خويشتن شير اوژنيم آه از اين اخلاق و اطوار وطن بر باده * كاجنبى را همچو موميم و به خود چون آهنيم همچو دهقان ما همه ايرانيان در بام و شام * لنگ در رفتار ليكن چابك اندر گفتنيم ديوشلى ، شعبان شيخ شعبان ديوشلى به سال 1287 هجرى قمرى در ديوشل لنگرود به دنيا آمد . دورانى را در قزوين و در محضر استادانى مانند سيد على آقا و حاج ميرزا عبد الوهاب گذراند و آنگاه به نجف رفت و از محضر ميرزا حبيب الله رشتى