ابراهيم اصلاح عربانى

685

كتاب گيلان ( فارسى )

نادم گيلانى در بين سالهاى 980 تا 990 « 1 » هجرى قمرى در سيد اشرف لاهيجان كودكى به جهان آمد كه عزيز نام گرفت و بعدها لقب پرطمطراق شهسوار بيك به اسمش افزوده شد . « 2 » وى از اوان جوانى به شعر و شاعرى روى آورد و از همان آغاز كار نيز شعر را در نهايت روانى و پختگى مىسرود و در اين دوره از شاعرى صدقى « 3 » تخلص مىكرد . به اقتضاى جوانى در مىنوشى و باده‌پيمايى افراط مىورزيد و گمان مىرود چون ترك ميگسارى گفت تخلص نادم برگزيد در مآثر رحيمى آمده است كه وى در سال 1024 هجرى قمرى تخلص نادم داشت . « 4 » او در جوانى راهى ديار هند گرديد ولى اين هجرت بخاطر سيرو سياحت بيشتر از مقام منادمت و قرب و منزلت بوده است . در هند به يك‌جاى مقيم نبود ، گاهى به كشمير ، زمانى به آگره ، وقتى در گجرات و دورانى هم در بنگاله ، عظيم‌آباد ، دكن و اجمير بسر مىبرد . نادم را به نادره‌گويى و نومضمون‌آورى و نكته‌پردازى ستوده‌اند : براى اشعارش ارزش زياد قايل مىشدند ، بطوريكه براى هربيت شعر نادم محمد خان قدسى يك اشرفى مىپرداخت . نادم چون با نظيرى نيشابورى روبرو شد ، ارادت و اعتقاد شگفتى به دو پيدا كرد و به استاديش پذيرفت . نظيرى كه مضمون‌پردازى چيره‌دست پيدا كرده بود به جهانگير معرفيش نمود و به دستور فرمانرواى مغولى نادم به ملازمت شاهزاده خرم در آگره منصوب گرديد . قدرت ادبى نادم بدان پايه بود كه با شعراى بزرگى چون حكيم فغفور لاهيجانى ، تجلى كاشانى ، شرارى همدانى و بسيارى از شعراى نامور هم‌عصر خود طرح غزل مىكرد و شكوفايى بىنظير طبعش را نشان مىداد . او خود نيز از طراوت طبعش باخبر بود كه مىگويد : مشتاق نظيرى است ، چه خاقان و چه فغفور * يوسف به قبا رفت و زليخا به نشابور سرتاسر آفاق جهان معركه ماست * استاد قوىپنجه و شاگرد قوىزور « 5 » ولى بااين‌همه قوىزورى و يكه‌تازى در ميدان فصاحت ، هيچوقت از جاده ادب و انسانيت و فروتنى انحراف نجست و اين براى وى امتيازى بس بزرگ بود . اگرچه در هندوستان به عزت و احترام مىزيست ولى عشق به ميهن بالاخره او را به ايران كشانيد . در زمان شاه صفى در حالى كه اندوهى گران از مرگ نظيرى بر دل و جان داشت به ميهن بازگشت و تا پايان زندگى هفتاد و چندساله‌اش در اصفهان بزيست و چون راهى ديار ديگر شد در يك بناى تاريخى در تختگاه هارون ولايت « 6 » به خاك سپرده شد . نادم در غزلسرايى استادى و روش خاصى داشت و به همين‌جهت نيز اشعارش مورد توجه شعردوستان و هنرشناسان بود . او راست : نسيم وصل جانان ، باز مىپوشد بر و دوشم * فضاى خاك تنگ افتاده بر پهناى آغوشم هواى وصل او ، از نوبهارم در دماغ آمد * نسيم گل ، صداى پاى جانان است در گوشم نهانى مىزدم ساغر ، به ياد چشم شهلايش * كه ناگه همچو نرگس‌دان ، سبو گل كرد بر دوشم نصرت تالشى پناه بيك تالشى ، يوزباشى امير الامرا محمد قاسم خان قاجار متخلص به شوكت را چهار پسر به اسامى سلطان حسين بيك ، اياز بيك ، عيسى بيك و محمد قلى بيك بوده است كه هرچهار تن از تربيت عالى و تحصيلات شايسته برخوردار شدند و سلطان حسين در منطقه تالش پا به جهان نهاده و خود در اين باره مىگويد : « 1 » ميلادگهم به خردسالى * بود از خلل زمانه خالى خاص پدر ، از نيا ، دهى چند * از لاله و گل ، بهشت مانند افتاده به طرف كوهساران * پيوسته به نزهت بهاران شش سالى از عمر را در زادگاه بهشت‌نشان گذرانيد كه پدرش ترك هستى گفت و اين داغى دردناك بر دل او نهاد ؛ در اين پيشامد وى به دستور فتح على قاجار به تهران منتقل گرديد و چون به سنين تشخيص و تميز رسيد ، آنقدر به غارت هنر پرداخت كه دانشمنديش مبرهن گرديد و به استاديش معترف شدند : هرجا كه تجارت هنر شد * كارم ، همه غارت هنر شد در خدمت اوستاد هرفن * شد شيوه دانشم مبرهن در اين زمان نهال پرجوانه طبعش شكوفا شد ، به شعر و ادب روى آورد و تخلص نصرت را برگزيد و به خدمت محمد قاسم خان شوكت درآمد ؛ چهل سال از عمرش را در خدمت او گذرانيد و بعد از اين‌همه سال ترك خدمت گفته به گيلان بازگشت .

--> ( 1 ) . ملا عبد النبى قزوينى مىنويسد كه وى نادم را در سال 1020 هجرى قمرى در كشمير ديده است و او در آن‌هنگام 30 ساله بوده است ، براساس نوشتهء ملا عبد النبى مىتوان احتمال داد كه نادم در سال 990 هجرى قمرى متولد شده باشد . ( 2 ) . تذكرهء ميخانه ، ملا عبد النبى فخر الزمانى قزوينى ، به كوشش احمد گلچين معانى ، چاپ چهارم ، انتشارات اقبال ، تهران 1363 ، صفحهء 837 . ( 3 ) . همان كتاب ، صفحهء 838 ، حاشيهء مصحح به نقل از كتاب مآثر رحيمى . ( 4 ) . همان كتاب ، همان صفحه ، حاشيهء مصحح . ( 5 ) . تذكرهء نصرآبادى ، ميرزا محمد طاهر ، به كوشش وحيد دستگردى ، صفحهء 240 . ( 6 ) . تذكرهء روز روشن ، مولوى محمد مظفر حسين صبا ، به كوشش محمد حسين ركن‌زادهء آدميت ، كتابخانهء رازى ، تهران 1343 ، صفحهء 789 . 1 . مجمع الفصحاء ، رضا قلى خان هدايت ، به كوشش مظاهر مصفا ، انتشارات اميركبير ، تهران 1340 ، جلد 6 ، صفحهء 1080 .