ابراهيم اصلاح عربانى
683
كتاب گيلان ( فارسى )
ايمان مىبخشيد . شيخ نه به خاطر خودنمايى و عوامفريبى كه به خاطر اخلاص و عبوديت واقعى و قصد قربت به زهد و تقوى گرايش داشت و اين امتياز ، وى را در زمان خود ميان اقران ممتاز كرده بود . شيخ محمد در شعر مفتى تخلص مىكرد . قطعه و ترجيعبند جالبى از او در دست است كه مبين فضل و خلوص اوست . قطعه مذكور را در تاريخ آتشسوزى بىسابقهء لاهيجان كه نيمى بيشتر از شهر را به كام شعلههاى خود كشيد ساخته است . شهر لاهيجان چند بار طعمه حريق شد كه نخستينبار بين سالهاى 1080 و 1090 هجرى قمرى و دومينبار در 21 صفر سال 1257 هجرى قمرى آنقدر ويرانى و زيان مادى و جانى بهبار آورد كه تا مدتها لاهيجان نمىتوانست ضايعات را جبران كند . اين دو بيت نيز از بند نخست ترجيعبند بسيار مفصل اوست : صبح شد اى نديم مست و خراب * چشم بگشا و سر برآر از خواب به صبوحى مرا مداوا كن * به سلامى مرا بكن سيراب ملا محمد على حاج ملا محمد على امام جمعه رشت فرزند شيخ جعفر كه از فقهاى معروف بود به سال 1234 هجرى قمرى در خشكبيجار گيلان به دنيا آمد و پس از كسب مقدمات راهى عتبات گرديد و از فقهاى زمان خود از جمله از حجة الاسلام شفتى اجازه اجتهاد دريافت نمود . مؤلف الذريعه تاريخ اين اجازه را سال 1258 ذكر مىكند . حاج ملا محمد على پس از بازگشت و اقامت در گيلان عنوان امام جمعه يافت و ضمن انجام وظايف به كار تدريس و تأليف مىپرداخت و گاه در شعر طبع آزمائى مىكرد . آثار او عبارتند از : جبر و تفويض ، سياست مدن و محافل العارفين ، مرقاة الصعود لاهل المعرفة و الشهود ، شرحى بر ابيات مثنوى كه مورد توجه فضلاى معاصر قرار گرفته است و آن را اثرى همطراز با شرح مثنوى مرحوم حاج ملا هادى سبزوارى مىدانند . حاج ملا محمد على به سال 1320 هجرى قمرى در شهر رشت وفات يافت . « 1 » ملك خورشيد ملك خورشيد از اميران اشكورى اواسط قرن سوم و اوائل قرن چهارم هجرى بود و بر اشكور و تمامى نواحى كوهستانى جنوب شرقى گيلان حكومت داشت . ملك خورشيد در نهايت شوكت و قدرت حكومت مىكرد و اواخر زمامدارى اين امير مقارن بود با حكومت پرجور و ستم « محمد بن اوس » در ولايت همسايه اشكور يعنى « رويان » و پناه آوردن مردمان رويان به ملك خورشيد و حسن بن زيد و تقاضاى آنها مبنى بر دفع و رهانيدن آنها از جور نايب خليفه عباسى در رويان . از قدرت اين امير اشكورى همان بس كه « سليمان بن عبد إله طاهر » در نامهاى كه براى ملك خورشيد فرستاده ، مىنويسد كه دست از حمايت حسن بن زيد برداشته و در ازاى انجام اين عمل ، سليمان متعهد مىشود هفت هزار دينار زر و ديگر هداياى نفيس براى او بفرستد تا او آنها را بين سپاهيانش تقسيم نمايد كه اين تقاضا مورد قبول ملك خورشيد قرار نمىگيرد . خورشيد دو فرزند به نامهاى على بن خورشيد و ولكين داشته است . على بن خورشيد سپهسالار لشكر ابو على ناصر ( نوهء ناصر الكبير ) بوده و اين در حالى است كه فرماندهان در سپاه ابو على ناصر ، افراد صاحبنامى چون اسفار شيرويه بودهاند . ولكين بن خورشيد نيز از اميران پرقدرت دورهء خويش بود و سالار بن مرزبان مسافر از دودمان مسافريان حاكم نواحى رودبار دختر ولكين را در حبالهء نكاح داشت ، سال تولد و مدت زمان حكومت و مرگ ملك خورشيد به درستى روشن نيست . ملك محمود جان ديلمى ملك شرف الدين محمود جان ديلمى « 1 » از فضلاى سياستمدار و با عنوان عصر خود بود كه به دوران سلطنت سلطان يعقوب آق قويونلو وزارتش را به عهده داشت « 2 » . بعد از اضمحلال سلسلهء مذكور شاه اسماعيل صفوى عزت و احترامش را ملحوظ نظر داشت و به سال 909 هجرى قمرى وى را در شهر قم شريك وزارت امير شمس الدين گردانيد . ملك محمود جان ديلمى مردى با تدبير ، برخوردار از خوى پسنديده ، فروتن ، دانشور و هنرپرور بود . وى به سال 920 هجرى قمرى عصر شاه اسماعيل در شهر قزوين جان به جانآفرين تسليم كرد و پيكر خاكيش به تيرهء خاك سپرده شد . اين بيت از اوست : به دل دزدى ، چنان زلف تو دارد طرز يك رنگى * كه در تاريكى شب مىبرد ، خال از رخ زنگى مهيار ديلمى ابو الحسن مهيار بن مرزويه ديلمى شاعر و كاتب سدهء 4 هجرى قمرى . وى در ديلمان از نواحى جنوب گيلان در خانوادهاى زردشتى به دنيا آمد . در هيچ يك از منابع كهن به خاندان او و نيز تاريخ ولادتش اشارهاى نشده است . اما با توجه به ابياتى كه در سال 414 هجرى قمرى خطاب به وزير ابو القاسم مغربى سروده و خود را در آنهنگام 50 ساله خوانده « 1 » مىتوان گفت وى در 362 هجرى قمرى به دنيا آمده است . از محل پرورش و چگونگى عقايد او نيز
--> ( 1 ) . نگاه كنيد به الذريعه ، جلد 1 ، چاپ بيروت ، 1983 ميلادى . 1 . احسن التواريخ ، حسن بيك روملو ، به كوشش دكتر عبد الحسين نوائى ، انتشارات بابك ، تهران 1357 ، صفحهء 199 . 2 . تذكرهء مجالس النفائس مير نظام الدين عليشير نوايى ، به كوشش على اصغر حكمت ، انتشارات منوچهرى ، تهران 1363 ، صفحهء 304 . 1 . ديوان مهيار ديلمى ، دار الكتب المصريه ، قاهره ، 1926 ميلادى ، جلد 1 ، صفحهء 6 بيت 18 . مهيار در اشعار ديگرى نيز كه در سال 424 هجرى قمرى سروده به 60 سالگى خود اشاره كرده كه بااينحال در سال ولادت او يعنى در 364 هجرى قمرى ترديدى نيست ، نگاه كنيد به همان ديوان ، جلد 1 ، صفحهء 225 ، بيت 17 .