ابراهيم اصلاح عربانى

60

كتاب گيلان ( فارسى )

قلاع آنچه ميسر مىشد بدست مىآورد و هركجا سنگى مىيافت ، كه بنا را مىشايست ، بر آن قلعه‌اى بنياد مىنهاد . » « 97 » شهرت اسماعيليان و رهبر آنان حسن صباح ، مخصوصا در الموت و قهستان و نيز شايعات اغراق‌آميز در مورد اعمال آنها ملكشاه سلجوقى و وزير او خواجه نظام الملك را دچار بيم و هراس ساخت . آنها در صدد چاره‌جوئى برآمده تصميم گرفتند با اعزام سپاه بساط دعوت اسماعيليان را برچيده و گسترش عقايد آنان را متوقف سازند . پيرو اين تصميم در سال 485 هجرى دو سپاه عازم جنگ با اسماعيليان شد : يكى از دو سپاه به سوى قهستان و ديگرى به طرف الموت رهسپار گرديد . هيچيك از اين دو سپاه در نبرد با اسماعيليان موفقيتى حاصل نكرد . فرمانده سپاه اعزامى به الموت امير ارسلان تاش نام داشت . وى تا پاى ديوارهاى قلعه پيش رفت و قلعه را در محاصره گرفت . چون گشودن قلعه بسيار دشوار به نظر مىرسيد فرمانده سپاه تصميم به ادامه محاصره گرفت تا ساكنان قلعه را از نظر تهيه آذوقه و ساير نيازمنديها تحت فشار قرار داده آنها را مجبور به تسليم سازد . در آن زمان تعداد اسماعيليان در قلعه الموت قابل توجه نبود و آذوقه نيز به حد كافى وجود نداشت . مىگويند قلعه به وسيله راههاى مخفى با خارج تماس داشت . شايد با استفاده از همين راه بود كه حسن صباح براى مقابله با سپاه سلجوقى از ابو على اردستانى ، يكى از پيروان خود در قزوين استمداد كرد و نيز يكى از فدائيان را مأمور قتل خواجه نظام الملك نمود . ابو على اردستانى حدود سيصد نفر از نواحى رى و قزوين گرد آورده به سوى الموت روان شد . در يك شب پائيزى افراد ابو على و ساكنان قلعه بر سپاه سلجوقى شبيخون زدند و لشكريان را تارومار ساختند . همزمان با اين وقايع در تاريخ دهم رمضان 485 هجرى ابو طاهر اوانى فدائى اسماعيلى مأموريت خود را انجام داده خواجه نظام الملك وزير ملكشاه را به قتل رسانيد ؛ بدين‌ترتيب كه هنگام بازگشت ملكشاه و خواجه نظام الملك از سفر بغداد به اصفهان ابو طاهر پس از افطار به عنوان دادخواهى به خواجه نزديك شد و او را به ضرب دشنه از پاى درآورد ؛ خود نيز به دست گماشتگان وزير كشته شد . ابن اثير نام قاتل را ذكر نكرده و او را جوانى ديلمى از باطنيّه معرفى كرده است امّا منابع معتبر ديگر از قبيل حبيب السير نام او را ابو طاهر اوانى ثبت كرده‌اند . « 98 » بعضى مورّخان از كمك و يارى ابو على اردستانى به ساكنان قلعه ذكرى بميان نياورده و هزيمت لشكر سلجوقى را به علت وصول خبر قتل نظام الملك به سپاهيان و فرمانده آنان دانسته‌اند . به هرترتيب اسماعيليان از خطر حمله سپاهيان سلجوقى رهائى يافتند و با قتل خواجه نظام الملك قدرت و نفوذ بيشترى كسب كردند . حسن صباح پس از اين پيروزى به منظور دفاع از قلعه و فراهم ساختن وسائل رفاهى براى ساكنان آن و نيز بسط و گسترش عقايد اسماعيليه به يك سلسله اقدامات اساسى دست زد كه اهمّ آنها عبارت بودند از : ايجاد كوشكها و باغها و مزارع نمونه ، مستحكم ساختن قلاع و بناى دژهاى جديد و تهيه آذوقه و اسباب و وسايل مورد نياز اهالى براى مواقع اضطرارى . وى بسيارى از نقاط اطراف رودبار و ديلمان و نيز قهستان و حوالى آن را توسط افراد خود تصرف نمود و نفوذ خود را گسترش داد . اسماعيليان از قتل خواجه نظام الملك و مرگ سلطان ملكشاه و اختلافات دولت سلجوقى سود جستند و از هر جهت به پيشرفتهاى قابل توجهى دست يافتند . دشمنان اسماعيليه ، كه سنى مذهب بودند ، از پيشرفتهاى باطنيّه وحشت‌زده شدند . نواحى مهم ديگرى غير از ديلمان و قهستان و اطراف آنها به تصرف اسماعيليان درآمد كه از آن جمله ناحيه مرزى ميان ايالت خوزستان و فارس در جنوب غربى ايران و در حوالى شهر ارجان بود . ابو حمزه كفشگر دو قلعه از دژهاى مهم نزديك ارجان را تصرف كرد . غير از ديلمان و نواحى اطراف ، نقاط مهمى كه در شمال به تصرف اسماعيليان درآمد عبارت بودند از منصوره‌كوه ، استوناوند و دژ لمسر يا لمبه‌سر . سمنكوه نيز به تصرف آنان درآمد كه پس از پنج سال مجددا از دست داده شد . به روايتى در سال 489 و به روايت ديگر در سال 495 هجرى « 99 » كاركيا بزرگ اميد به فرمان حسن صباح در رأس سپاهى قلعه لمسر را مورد حمله قرار داده آن را تصرف كرد . قلعه لمسر يكى از قلاع معروف رودبار الموت در كنار شاهرود بود كه آثار و بقاياى آن هنوز باقى است . اين قلعه در چهار فرسنگى مغرب الموت قرار داشته و جزء خاك ديلمان و گيلان بوده است . تصرف قلعه لمسر توسط كاركيا بزرگ اميد بر شهرت حسن صباح و پيروان وى افزود و مردم نقاط مختلف مخصوصا اهالى ديلمان و گيلان را به پيروى و اطاعت از اسماعيليه ترغيب كرد . بزرگ اميد پس از فتح لمسر مردم را به حفر قناتها و چاهها مجبور ساخت و سپس در اين قلعه وسيع كوشكها و باغهاى متعدد و باشكوهى ساخت . در برخى از منابع نوشته شده است كه يكى از اين باغها در مقبره قديمى پادشاهان ديلم ايجاد شده بود . اسماعيليه كه در نخستين سالهاى به قدرت رسيدن خود مناطق صعب العبور كوهستانى نظير رودبار و سلسله جبال البرز در جنوب درياى خزر و كويرهاى قهستان و سرحدات كوهستانى فارس و خوزستان را مورد توجه قرار داده بودند قسمتهاى وسيعى از ديلمان و گيلان را به زير فرمان خود درآوردند اما تسلط آنها بر تمامى منطقه كامل نبود و بخشهائى از منطقه هنوز تحت تسلط فرمانروايان و شاهان محلى قرار داشت ؛ بخشهائى نيز كه توسط اسماعيليان تصرف شده بود بيشتر به وسيله پيروان ديلمى آنها اداره مىشد .

--> ( 97 ) . تاريخ جهانگشا ، عطاملك جوينى ، انتشارات بامداد ، چاپ دوم ، جلد سوم ، صفحه 199 . ( 98 ) . قاضى احمد بن محمد غفارى در تاريخ نگارستان نام قاتل خواجه نظام الملك را ابو طاهر ايوانى و تاريخ قتل او را دوازدهم رمضان نوشته است كه هيچ‌كدام صحيح نيست . عطاملك جوينى قاتل را ابو طاهر ارّانى معرفى كرده و برخى ديگر از منابع همين اشتباه را تكرار كرده‌اند . ابو طاهر از اهالى « اوان » و منسوب به اين‌روستا بوده است . اوان روستائى در رودبار الموت و از بخش معلم كلايه است . ( 99 ) . فتح قلعه لمسر در جامع التواريخ سال 489 هجرى و در تاريخ جهانگشا 495 ذكر شده است .