ابراهيم اصلاح عربانى

548

كتاب گيلان ( فارسى )

مادر * كمى چاى درون « قابدان » فرورفته و درهم شده درست كرد * و از داخل ديگ سياه كوچك تكه‌اى پلوى سرد ( كته ) برداشت * و در بشقاب كوچكى نهاد * مىدانم دنيائى اندر دلت انباشته است * امّا درد و غمى كه در دلت آشيانه كرده و تنيده * در سينهء من نشسته است ! چاره چيست ؟ * دارم از درد مىسوزم و آتش مىگيرم ديگر طاقت آن را ندارم * كه بدن تكيده و از هم گسيخته و دنده‌هاى نازك و بيرون زده‌ات را بنگرم * تا تو هستى ! * مادر ، چه غمى دارد پوسه بلند شو پوسه ، بلند شو پوسه * دست نوازش بر سر و رويش كشيد و تكه‌هيزم كوچكى را كه درون اجاق مىسوخت * و دود مىكرد به كنارى زد ! * پسرك تا راه افتاد * آب در چشمان مادرش حلقه زد قلبش به طپش افتاد : * آهسته‌تر ، برو ، پوسه جنگل بارانى است و زمين را خيس و لغزنده كرده * و ، پاپوش تو لاستيكى است آهسته‌تر ، برو ، پوسه * بار اسب سنگين است و راه دشوار واى . . . * اگر در گِل‌ولاى بماند و به مقصد نرسد چه‌كسى به يارى تو خواهد آمد ؟ غِرتِ گيلْ ، هِمّتِ گالِش كويَه اينه كه وىنين * سرخه زنه ، سرخاكونه سرخ صبادم ، دم ، دريا سويه * هوا سويه ؟ كى گونه سويه * آى وچه‌ك ! چومه سويه * خون بگيته چومه سويه * اينه كه وىنين * « راشمه‌دره » سيه‌چال جى « بابُران » توك * تا « ورگ‌چال » سوك سر ، كول دوكونه ، لويه‌كنه ، سياكونه * توشه زنه من دامون دامون من سيلا كونه سبز كويه * هوا دويه ؟ ! اى وچه‌ك * پو بكورده دل دويه ! * اينه كه وىنين ، * گالش و چه يه ويجه ، پچه * هى جير زنه ، هى جور زنه اى تله دوج ، او تله دوج * مردم گونن يه الف چويه ، هه ! * « شورك » كويه ! اينه كه وىنين * « سماموس » تكال توك هميشه زمات * ورفه نيشته ، اسپه زنه ، سويا كونه چوم سويه ، * اسپه كويه ؟ كى گونه كويه ؟ * اى وچه‌ك سر مويه ؟ * درد بكشه سرمويه * اينه كه وىنين * اى سر ، اوسر ، « جل‌دره » سر * « وزان » اسپه سنگ‌سر « خزران » توك « وازوازان » تنگه ك سر ، * « چال سرا » تكال سر ،