ابراهيم اصلاح عربانى

549

كتاب گيلان ( فارسى )

« گوروشت » اسپه چشمه‌سر * سوله سره ، « اژدو » خراوه ره ك سر ، « هسى هاله بن » * « وژك سر » ك بن سر اى كندسر ، او كندسر * « مازو » ، « آزدار » و « كرات » « سردار » و « راش » * قد بكشه صد آلش قد سر بكشه ، راس هسه ، * كويه دكشه ، خلى چويه ؟ * اى و چه ك غِرتِ گيل ، هِمّت گالش كويه ! برگردان به فارسى غيرت گيل ، همت گالشهاى كوه است ! اين را كه مىبينيد * سرخى مىزند و سرخ كرده است ، صبحدم گلگون ، روشنائى دريا را ، * روشنائى هواست اى فرزند : * اين‌روشناى چشم است چشم خون گرفته است چشم خون‌آلود است * اين را كه مىبينيد : * كه از سياه‌چال درّه « راشمه » و نوك قله « بابُران » * تا ستيغ « ورگ چال » خزيده است و سياه كرده است ، * و انعكاس صداى باد و باران و طوفان در جنگل همهمه ايجاد كرده است و كوههاى سبز را آلوده كرده است ، * دود هوا است اى فرزند * اين دود انباشته بر دل است دود انباشته در دل * اين را كه مىبينيد * بچه گالش ، بچه كوتوله ، و كوتاه قد * هى پائين مىزند و هى بالا مىزند اين غار سنگى ، آن غار سنگى * و مردم مىگويند كه يك الف چوب است يك الف چوب است ؟ * هه ! صلابت كوه « شورك » است * اين را كه مىبينيد : * نوك و قله كوه « سماموس » هميشه زمان * برف نشسته است سفيدى مىزند و چشم را خيره مىكند * كوه سفيد است ؟ چه كسى مىگويد كوه است ؟ * اى فرزند ! اين موى سر است * موى سر درد كشيده است اين را كه مىبينيد * اين سر ، آن سر در « جل دره » سر * « وزان » سر « وازوازان » سر * به سرچشمه سپيد « گوروشت » در « سوله‌سرا » ، « اژدو » * « هسى هال بن » بالاى ستيغ كوه « وژك » * اين كوى ، آن كوه درختان « مازو » ، « آزاد » * « كرات » ، « سُردار » و « راش » قد برافراشته و راست ايستاده است و كوهها را به هم دوخته است * چوب خالى است ؟ چه كسى مىگويد چوب است ؟ * اى فرزند غيرت گيل و همت گالش‌هاى كوه است ! مهندس سيد مرتضى روحانى ( س . م . ر ) مهندس سيد مرتضى روحانى ( س . م . ر ) در سال 1320 در ييلاق جواهرده رامسر در خانواده‌اى اصيل و روحانى به دنيا آمد . تحصيلات ابتدائى را در رودسر و متوسطه را در قم و تهران به پايان رسانيد و پس از كسب ديپلم رياضى به دانشكدهء فنى دانشگاه تهران راه يافت . وى ، همزمان با فراگيرى دروس جديد ، به كسب علوم و معارف اسلامى همت گماشت و در محضر اساتيد و فضلاء حوزهء علميهء قم و تهران سطوح علوم اسلامى را تا حد عالى فراگرفت . ذوق ادبى سيد مرتضى روحانى از كودكى شكوفا و بتدريج پربار گشت .