ابراهيم اصلاح عربانى

465

كتاب گيلان ( فارسى )

رفته‌اند . از ميان دژهاى موجود تنها دو دژ شايان توجه‌اند كه هم ارزش تاريخى و هم ارزش توريستى دارند و مىتوان از آنها به عنوان جاذبه‌هاى توريستى ياد كرد . الف - قلعه رودخان : اين دژ بر فراز كوهى در فاصلهء 20 كيلومترى جنوب شهر فومن قرار دارد . براى رسيدن به آن بايد از فومن به گشت و سپس از آنجا به روستاى گوراب پس رفت . تاريخ بناى قلعه به درستى معلوم نيست . ساختمان آن از سنگ و آجر ساخته شده و بر اساس كتيبه‌اى كه بر روى سردر ورودى آن نوشته شده گويا به سال 918 تا 921 هجرى قمرى تجديد بنا شده است . پس از آن نيز قلعه رودخان بارها ويران و سپس بازسازى شده است . « 9 » انباشت مصالح ساختمانى مختلف مانند سنگ و آجر و ساروج بر روى هم حاكى از تجديد بناى آن در دوره‌هاى مختلف مىباشد . دكتر ستوده در بيان عظمت اين دژ آن را همتاى قلعهء استخر فارس دانسته و اضافه مىكند كه دژهاى الموت ، خراسان ، رودبار و طارم در مقابل آن بسيار محقرند . استحكام و عظمت اين دژ ، همراه با بقاياى ساختمانى موجود در اطراف آن حاكى از موقعيت نظامى و سياسى قلعه رودخان در تاريخ گيلان است . ضخامت ديوارها ، برجهاى استوار و محكم ديدبانى آن و تونل منتهى به خارج نشان مىدهند كه دژ با طول 500 متر وسعتى زياد داشته و در مواقع حساس به عنوان يك پادگان نظامى مورد استفاده قرار مىگرفته است . وجود اتاقهاى متعدد ، شاه‌نشين و بناهاى جانبى متعلق به آن‌همه و همه حاكى از ارزش نظامى و استراتژيكى قلعه رودخان است . اين دژ كه در شمار بناهاى باارزش تاريخى گيلان به شمار مىرود ، به علت قرار گرفتن در ناحيهء پايكوهى و دور بودن از مسير جاده اصلى ، از ديد مسافران پنهان مانده است . شناسائيهائى هم كه تا كنون از اين دژ به عمل آمده ، عموما جنبهء توصيفى داشته و مطالعهء علمى مستند و تحقيقى روى آن انجام نگرفته است . بدون ترديد نشانه‌هائى از گذشته‌هاى دور اين دژ در محل آن موجود است كه احتمالا براساس آنها مىتوان قدمت بناى دژ را تعيين كرد . توصيفهاى به عمل آمده به وسيلهء رابينو و دكتر ستوده تنها تعميرات بعدى آن را براساس كتيبهء موجود نشان مىدهد . نمونهء اين دژ در گيلان دژ ليسار است كه هردو بنا مشابهتهاى ساختمانى زيادى با يكديگر دارند . به نظر مىرسد ، استفاده از آجر پخته در اين دژ به مراتب جديدتر از سنگ باشد و شايد قسمتهاى جديد دژ بر روى ساختمانى قديميتر ، كه از سنگ ساخته شده بنا گرديده باشد . ب - قلعهء ليسار : اين قلعه كه به دژ صلصال نيز معروف است در 15 كيلومترى شمال شهر تالش در روستاى ليسار واقع شده است . قلعه بر فراز تپه‌اى به ارتفاع 100 متر از زمينهاى اطراف بنا گرديده است . ساختمان دژ بر روى يك صخره سنگى قرار گرفته و ديوارهاى آن با استفاده از سنگ و يا آجر با ملاطى از ساروج استوار شده است . ارگ دژ بر بالاى تپه قرار دارد و امروزه تنها ديوارهاى آن برجاى مانده است . ظاهرا ارگ در طبقات مختلفى بنا گرديده كه طبقات زيرين آن به دنبال ريزش طبقات بالا پر شده است . حفاريهاى زيادى در كف قلعه انجام گرفته و در نتيجه حفره‌هاى بزرگى به وجود آمده است . قلعهء ليسار از دو قسمت تشكيل شده بود . نخست بخش خارجى كه محوطهء نسبتا وسيعى را دربر مىگرفت و توسط ديوار ستبرى از زمينهاى اطراف جدا مىشده . از اين ديوار خارجى كه از سنگ رودخانه‌اى قرمزرنگ و تقريبا يكدست ساخته شده بود ، اكنون چيزى برجاى نمانده است . تنها بقاياى سنگهاى به كار رفته در حصار خارجى در گوشه‌وكنار آن به صورت توده‌هاى انبوه مشاهده مىشود . برخى از ساكنان اطراف قلعه از اين سنگها به عنوان مصالح ساختمانى در خانه‌هاى خود استفاده كرده‌اند . تصور مىرود قلعه حصار دومى نيز داشته كه از آن نيز نشانه‌اى پايدار برجاى نمانده است . اما علائم آن را مىتوان در اطراف دژ كه حصار دوم به آن نزديك بوده مشاهده كرد . بخش داخلى قلعه كه بر روى صخره سنگى قرار دارد دومين قسمت آن را تشكيل مىدهد و اكنون نيز بقاياى آن برجاى مانده است . ساختمان قلعه طورى است كه در تمام جهات اصلى و فرعى به اطراف اشراف داشته و ساكنان قلعه از بالاى آن مىتوانستند كليهء تحركات را در شعاع خارج قلعه زير نظر داشته باشند . در قسمت داخلى ديوارهاى دژ آبراهه‌هاى باريكى به صورت يك شبكهء لوله‌كشى ديده مىشود كه با مهارت خاصى ساخته شده است . اين آبراهه‌ها يا لوله‌هاى « توكار » در داخل ديوار به آب‌انبار اصلى قلعه ، كه زير طبقهء فوقانى قرار دارد ، متصل شده‌اند . آب‌انبار اصلى قلعه كه تا دو دهه قبل پر از آب زلال بود امروزه خشك شده است . حدود 20 سال قبل اهالى روستا ديوارهء آن را با كلنگ شكافتند تا از ذخيره آب آن براى آبيارى مزارع اطراف كه با خطر خشكسالى مواجه بودند ، استفاده كنند . حفاريهائى كه در كف آب‌انبار انجام شده به چاهى در گوشه شرقى آن رسيده است و دهانهء آن ديده مىشود . از نظر اصول ساختمانى بين اين آب‌انبار و آب‌انبار قلعه رودخان و دژ الموت شباهتهاى كاملا مشخصى وجود دارد . برخى بر اين باورند كه آب اين آب‌انبارها توسط لوله‌هاى سفالى ( تنبوشه ) از چشمه‌هاى واقع در ارتفاعات كوهستانى به اين قلعه‌ها انتقال داده مىشد . متأسفانه از قلعهء ليسار نيز همانند قلعه رودخان اطلاعات مستند بر تحقيقات دقيق علمى در دست نيست . قلعهء ليسار كه نزديك راه اصلى تالش - آستاراست كاملا در مسير ديد مسافران قرار دارد و بازديد از آن به راحتى براى علاقمندان ميسر است . برخى از معتمدين محلى عقيده دارند كه قلعهء ليسار در زمان اسماعيليان از قلاع مهم آنان بوده است . شباهت ساختمانى قلعهء ليسار با قلعه الموت و يا ديگر قلاع اسماعيليه از يك طرف و تالشى بودن جواد ماسالى و تركان خاتون كه هردو از رهبران اين فرقه بوده‌اند و مدتها در تالش مىزيستند ، احتمال چنين تعلقى را بسيار زياد مىكند . اين دژ كه در دوره‌هاى مختلف اهميت نظامى داشته است ، در دورهء صفويه به احتمال زياد به عنوان يك پادگان محلى براى مراقبت از راه آستارا - تالش - رشت كه راه اصلى اردبيل - لاهيجان به شمار مىرفت ، مورد استفاده قرار مىگرفت . جادهء مزبور كه بعدها به جاده

--> ( 9 ) . از آستارا تا استارباد ، دكتر منوچهر ستوده ، انتشارات انجمن آثار ملى ، تهران 1349 ، جلد اول ، صفحهء 158 ؛ ولايت دار المرز ايران ، گيلان ، رابينو ، ترجمه جعفر خمامىزاده ، انتشارات طاعتى ، رشت 1357 ، چاپ دوم ، صفحهء 187 .