ابراهيم اصلاح عربانى

372

كتاب گيلان ( فارسى )

تركيب و پراكنش روستاها و خانوارهاى داخل جنگل براساس آمار تهيه شده توسط سازمان جنگلها و مراتع كشور حدود 68 درصد از آباديها و روستاهاى منطقهء جنگلى زير 20 خانوار و حدود 42 درصد آنها زير 5 خانوار جمعيت دارند . اين ارقام و آمار از نظر نوع فعاليتهاى مربوط به جنگل وسيلهء دستگاههاى اجرائى به نوبهء خود داراى اهميت و ويژگى خاصى است . چون وقتى گفته مىشود كه تعداد 42 درصد از آباديها زير 5 خانوار جمعيت دارند مىتوان به اين نتيجه رسيد كه جنگل‌نشينى با پراكندگى جمعيت همراه است . چگونگى زندگى و وضعيت معيشتى اين طبقهء محروم و فقير در بالاترين و گاهى نيز پست‌ترين دره‌هاى مناطق جنگلى بسيار سخت و جانفرساست . اين گروه آواره از كليهء امكانات رفاهى و بهداشتى و آموزشى محروم و بىبهره هستند و خود نيز ناخواسته موجبات تخريب جنگل و از بين بردن بزرگترين ثروتهاى ملى كشور را فراهم مىسازند . رشته‌هائى كه جنگل‌نشينان براى تأمين درآمد و امرار معاش در آنها فعاليت دارند عبارتند از : دامدارى و كشاورزى در سطوح محدود ؛ بافتن جوراب ، دستكش ، شال ، پارچه‌هاى پشمى ، گليم و غيره ؛ كارگرى و دريافت مزد روزانه در بخشهاى چارپادارى ، نجارى ، تهيهء زغال و غيره . . . برخى از جوانها و نيروهاى كارگرى كه عرصه را بيش از حد بر خود تنگ و غير قابل تحمل مىبينند راه مهاجرت به شهر و يا بخش و مراكز صنعتى و توليدى دور و نزديك خود را در پيش مىگيرند تا زندگى بهترى را براى آيندهء خود و فرزندان خود فراهم نمايند ، اين گروه بيشتر جوانانى هستند كه خدمت سربازى را پشت سر مىگذارند . برخى از آنان نيز به سبب علائق و وابستگى شديد خانوادگى و يا بىسوادى و عادت به زندگى در جنگل مجددا به جنگل باز مىگردند . زنان جنگل‌نشين نيز با مردان در ادارهء امور زندگى و انجام كارهاى كشاورزى و دامدارى مشاركت دارند . تلاش اين بانوان زحمت‌كش در انجام كارهاى روزمرهء اقتصادى به مراتب بيش از مردان خانواده است و دختران نيز بيش از پسران زحمت كارهاى خانواده را چه در داخل و چه در خارج از خانه به دوش مىكشند . در شرق سفيدرود زنان جنگل‌نشين در كاشت و داشت و برداشت محصولات درختى و كشاورزى ، امور دامدارى ، تهيهء فرآورده‌هاى شير و حمل و فروش آنها نقش اصلى را بر عهده دارند . در غرب منطقهء سفيدرود به خصوص در مناطق جنگلى ماسال و شاندرمن و پونل و اردجان و پره‌سر و اسالم و تالش تا نواحى آستارا فعاليت زنان در انجام كارهاى دامدارى و كشاورزى چشمگيرتر و بيشتر است . برخى از آنها كارهاى شبانى را نيز انجام مىدهند . زندگى جنگل‌نشينان و وضعيت اجتماعى و اقتصادى آنان وقتى از جنگل‌نشين سخن به ميان مىآيد منظور خانوارها و دامداران و روستائيانى هستند كه به طور آباء و اجدادى در جنگل زندگى كرده و امرار معاش نموده‌اند . اين منطقهء جنگلى كه جايگاه اصلى جنگل‌نشينان را تشكيل مىدهد ، در دهه‌هاى گذشته كه زمينهاى كشاورزى به شكل كنونى در قسمتهاى جلگه‌اى افزايش نيافته بود ، بين درياى خزر و خط الرأس سلسله جبال البرز تا حدود ارتفاع 2500 مترى از سطح دريا را دربر مىگرفت ، ولى با از بين رفتن قسمت اعظم جنگلهاى جلگه‌اى به علت افزايش جمعيت روستائى و شهرنشينى و توسعهء زمينهاى كشاورزى در اراضى جلگه‌اى حاشيهء درياى خزر و نيز گسترش اراضى مسكونى و صنعتى در حال حاضر بخش جنگلى گيلان كه جايگاه اصلى جنگل‌نشينان است به مناطق كوهپايه ( قسمت جنوبى زمينهاى زراعى و باغهاى جلگهء گيلان ) تا ارتفاعات بالاى كوههاى البرز بين 17 تا 2500 متر ارتفاع ( حد جنوبى نوار جنگلى گيلان از حوزهء چابكسر تا حوزهء آبخيز آستاراچاى در منطقهء آستارا ) محدود مىشود . در كل استان گيلان 29 حوزهء آبخيز وجود دارد و كارشناسان منابع طبيعى نيز مناطق جنگلى را به 29 حوزه تقسيم و كليهء مطالعات اقتصادى و اجتماعى خود را در هريك از اين حوزه‌ها به تفكيك انجام داده‌اند كه البته به هريك از اين اطلاعات و آمارهاى به دست آمده در جاى خود اشاره خواهد شد . به طور كلى جنگل‌نشينان گيلان را از نظر موقعيت جغرافيائى و مكانى مىتوان به شرح زير مشخص ساخت : جنگل‌نشينانى كه در اراضى جنگلى جلگه‌اى زندگى مىكنند : تعداد اين گروه از جنگل‌نشينان از نظر مقايسه با جنگل‌نشينان مناطق مرتفع و ييلاقى بسيار كم است ، زيرا سطح جنگلهاى جلگه‌اى در اثر تخريب و تبديل به شدت كاهش يافته و هم‌اكنون اراضى جنگلى محدودى در برخى نقاط جلگه‌اى مانند منطقهء هفت‌دغنان در حوزهء صومعه‌سرا و نيز مناطقى پراكنده در حوزهء فومن و اسالم تا آستارا در گيلان وجود دارد كه تعدادى از خانواده‌هاى روستائى را به صورت پراكنده و يا مجتمع در خود جاى داده است . از آنجائى كه غالب اراضى جنگلى جلگه‌اى در محل سكونت جنگل‌نشينان زير پوشش طرحهاى جنگلدارى قرار گرفته است زندگى بر اين تعداد محدود جنگل‌نشين ( كه متأسفانه آمار دقيقى از آنها در دست نيست ) روزبه‌روز سخت‌تر مىشود ، زيرا پس از انجام عمليات جنگلكارى و غرس گونه‌هاى مناسب ، اين اراضى حصار شده و تحت كنترل شديد مأمورين حفاظت و قرقبانها قرار مىگيرد . تعدادى از اين گروه طى سالهاى اخير بخش عظيمى از جنگلهاى محل سكونت خود را به اراضى كشاورزى تبديل كرده و هرساله محصول قابل توجهى ( به خصوص برنج ) از اين اراضى برداشت مىكنند به طورىكه بدون پرداختن به امور دامدارى قادر به امرار معاش و برخوردارى از رفاه نسبى هستند . اكثر آنان براى خود خانه‌هاى مناسبى با مصالح خوب ساخته‌اند و هرخانوار نيز تعدادى گاو بومى براى تأمين شير و فرآورده‌هاى آن با علوفهء پس‌مانده از مزارع و يا علوفهء دستى نگهدارى و گاه نيز دامهاى خود را در مناطق جنگلى مجاور براى تعليف رها مىكنند . تعداد قابل توجهى از اين گروه داراى پروندهء تخلف از مقررات قانون حفاظت و بهره‌بردارى از جنگلها و مراتع كشور ( در مورد قطع غير مجاز درختان و نيز تخريب و تبديل اراضى جنگلى و ملى شده ) مىباشند ، كه رسيدگى به آنها به مرحلهء قطعى نرسيده است و گاه سالها طول مىكشد كه يك پرونده منجر به صدور رأى قطعى شود . اما ساير جنگل‌نشينان كه اكثريت را تشكيل مىدهند گروه بىبضاعت يا كم‌بضاعت هستند . اين گروه خانه‌هاى خود را به صورت خيلى ساده با چوب و گل و سرشاخه‌هاى درختان جنگلى بنا مىكنند و غالبا از طريق انجام كارهاى فصلى در اراضى زراعى و يا مناطق